درباره آهار
• آخرين بروزرساني اطلاعات اين بخش : 20/04/86
جهت آشنايي بيشتر با اين منطقه ي كهن همچنين آداب ، رسوم ، فرهنگ و گويش مردم آهار مي توانيد با توجه به آخرين تاريخ بروزرساني، مجددا به اين بخش از سايت مراجعه كنيد.
مطالب ذيل برگرفته از كتاب قصران تاليف دكتر حسين كريمان است.
گردآوري شده توسط آقاي اصغر نادي
مردم تهران از اصل آريايي هستند كه جمعي قليل از بوميان قديمي و يوناني و عرب و ترك نيز با ايشان درطي اعصار و قرون در آميخته اند و از اين مجموع نسل كنوني تهران به وجود آمده است.
به حكم قرائن و آثار موجود و اطلاعاتي كه سينه به سينه از گذشتگان آن آبادي به نسل حاضر رسيده است در قديم در آن منطقه در نزديكي آتشگاه سه آبادي معمور مسكون ديگري نيز وجود داشته و گويا زندگي آنها بيشتر از راه پذيرايي از زائران آتشگاه آنجا مي گذشته و پس از خاموش شدن آتشگاه به تدريج به سبب قطع شدن معاش محل خود را ترك گفتند و به ديه آهار مهاجرت كردند. آن سه آبادي كه گويششان اكنون با گويش مردم آهار به هم در آميخته است عبارتند از: شكراب – ده تنگه و لونك
• آيا مي دانيد كه :
- يكي از راههاي تهران به شمال ، راه تهران – گردنه قرچك – لشگرك – اوشان – آهار – شهرستانك – دو آب – كندوان بوده است.
- جمعيت (قصران داخل و خارج) طهران در سال 1345، 184/829/2 نفر بود كه 730/719/2 متعلق به شهر طهران بوده است «جمعيت شهر طهران درآستانه پايتخت شدن 000/15 تن و در عهد فتحعلي شاه 000/50 تن و در سرشماري 1317 در حدود 000/540 تن و در سرشماري 1335 بالغ بر 164/513/1 تن و در سرشماري 1345 حدود 730/719/2 تن بوده و اكنون»
- در دهم ذي العقده سال 1304 هجري قمري ناصر الدين شاه قاجار به آهار و شكراب سفر كرده است .
• آ ها ر
اين آ بادي جز ء دهستا ن رودبار قصران است، دهي است بزرگ وجمعيتش در فرهنگ جغرافيايي ايران 1527 نفر ودر فرهنگ آباديهاي كشور 1123 تن در236 خانوار ذكر گرديده است واختلاف به سبب اختلاف فصل سرشماري است .راهش ماشين رو و آسفالت است. كوهستا ني وسردسير است داراي دبستان و شورا ميباشد.محصولاتش انواع ميوه وبويژه سيب-گيلاس-آلبالو-گردو-وميوه هاي سرد سيري ميباشد.داراي منبع آب و رودخانه ي محلي و چشمه سار است.نام اصلي و باستاني اين آبادي اوهر است. به اين كلمه به صورت گل اوهر به آن محل كه در راه اوشان و ايگل به اول اين ده مي رسد و مدخل اين ده است هنوز اطلاق دارد.اوهر به معني آباديي است كه آب فراوان براي احداث آسيا دارد و كلمه ي “هر” مناسب معني آسيا هم اكنون در لهجه ي مردم آ نجا موجود است.
باري آهار در سال 1296 قمري تيول معتمد الملك وزير مخصوص بوده است. دو رودخانه در دو سوي آهار جاري است.يكي به نام شكراب كه از اراضي شكراب سر چشمه ميگيرد و ديگري به نام پيش كنك كه از مرتفعات گاجره جريان پيدا ميكند. اين دو رود در زير آبادي (آبادي قديم) به هم مي پيوندند.
آتشگاه باستاني قصران بر فراز مرتفعات اين آبادي بنيان يافته كه از عهد ساسانيان و ظاهرا از زمان اردشير بابكان باقي مانده است.
• آيا مي دانيد كه:
مردم قصران داخل (آهار)حدود سال 250 هجري دعوت به اسلام شدند.اوايل به مذهب زيديه و سپس در زمان صفويه به مذهب اثني عشريه در آمدند.
از كليه عزيزاني كه در مورد آهار كنوني (بعد از انقلاب 1357) اطلاعات-آمار و اخباري دارند تقاضا ميشود كه اين اطلاعات را به انجمن علمي-فرهنگي آهار منعكس كنند.
• آغاز رواج اسلام در قصران داخل
ابن اسفنديار داعيان حسن بن زيد علوي در اواخر ماه شوال سال 250هجري جهت دعوت مردم به دماوند و فيروزكوه و حدود ري (قصران داخل)رسيدندو بدين هنگام بود كه مردم اين حدود به بيعت حسن در آمدند و اسلام را پذيرفتند و مردم ديگر نقاط كوهستاني نيز از اين تاريخ به بعد به تدريج مسلمان شدند.
در اوايل مذهب زيديه و سپس از زمان صفويه مذهب اثني عشري را پذيرفتند و همچنين از شكراب كه 5 تن از سادات علوي و امام زادگان مدفون در آنجا هستند رواج آيين مقدس و دين حنيف اسلام آغاز شده بوده است.
• افسانه ي محلي در باب بناي آتشگاه قصران (قصر دخترك ) :
سال هاست كه در محل،آتشگاه بودن اين بنا فراموش شده است و داستاني را كه نگارنده ي قصران در باب به وجود آمدن اين بنا از معمرين ده آهار و به نقل ازپيشينيان خود شنيده است چنان است كه دختر و پسر جوان در روزگاران پيشين سخت عاشق يكديگر بوده اند و با هم سر به كوه گذاشته اند و بدان نقطه رفتند و با شير آهوان و سنگ و خاك كوه آن بنا را در آن نقطه دور از مردم جهت خويش بساختند و سال ها با عشق آتشين با دو ايزد ناهيد و مهر كه دو فرشته ي مونث و مذكر زرتشتي بوده اند زندگي كردند.
• زبان و گويش ده آهار
قصران به عهد باستان از شهرستان ري بوده است و ري جز سرزمين ماد به شمار مي آمده است.بدين سبب زبان مردم ري و به طبع آن قصران در آغاز شاخه اي از زبان مادي بوده است.
به عهد اشكانيان ري به پايتختي و قرارگاه بهاره ي آنان قرار گرفت.زبان اشكانيان پهلوي بود كه از پارسي باستان اشتقاق يافته است و به عهد ساسانيان نيز به اين زبان تكلم مي كردند.در ري و نواحي آن و از جمله قصران در قرن هاي سوم و چهارم هجري به روزگار علويان آل زياد و آل بويه- ديالمه راه داشتند و بدين سبب زبان طبري يا مازندراني نيز در قصران نفوذ يافت.
زبان عمومي مردم قصران لهجه اي از زبان باستاني پهلوي رازي است كه زبان طبري و مازندراني كه از ريشه و بن زبان هاي ديرين ايراني است و عربي اندكي بدان در آميخته و زبان دري نيز در قرون اسلامي تاثر يافته است و هر چه ازري به قصران و مازندران نزديك تر شوند بر ميزان لهجه ي مازندراني به همان نسبت افزوده مي شود.
• آيا مي دانيد كه:
سبب رودبار خواندن (قصران) اين پهنه، وجود رودهاي فراواني است كه در دره ها و ميان آباديهاي آنجا جريان دارد.كلمه ي رودبار كه در زبان پهلوي روتبار گفته مي شد از رود + بار ساخته شده است.
روان آب بسيار در رودبار
لب جويبارش همه گل ببار
• شكراب
شكراب آبادي كهنه و قديمي است كه از دو قرن پيش به تدريج رو به خرابي رفته است.اين محل جز رودبار قصران داخل است و اكنون در زمستان سكنه ندارد و در تابستان متوليان و زايران و سياحان و كوه پيمايان در آنجا بيتوته دارند كه در ايام تعطيل و شدت گرما از اين رقم هم تجاوز ميكند.شكراب در فاصله ي چهار كيلو متري شمال غربي آهار واقع است و راه آن مال رو است.اراضي آن بيشتر آباد است و ساكنان اصلي آن كه اغلب سادات بودند اكنون مقيم آهارند و دسته اي از سادات آن جا به آبادي هاي آن حدود و حتي به پاره اي از آبادي هاي شميران مهاجرت كرده اند.شكراب به حكم قرايني كه ذكر آن در بحث از مكتب قصران بيايد به روزگار باستان هم پيش از اسلام و هم پس از آن مركز ديني آن سامان بوده است.از شكراب بزرگاني بر خاسته اند كه يكي از آنها امير غياث الدين شكرابي است.
در شكراب دو بقعه ي باستاني باز مانده از عهد سلجوقيان وجود دارد كه متعلق به 4تن معصوم زاده و يك امامزاده ي خردسال است ودر هر يك دو تن از ايشان به خاك سپرده شده اند.نام دو تن مدفون در بقعه ي شمال شرقي در زيارت نامه بدين قرار درج آمده:
السيد زاهد و السيد طاهرملقب به سيد امير ابني سيد زين العابدين بن سيد حسن بن زيد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب .دو تن ديگر كه در بقعه ي جنوب غربي مدفون هستند نامشان به دست نيست و بي گمان همه از يك خاندان بودند.بقعه ي نخستين را ناصرالدين شاه قاجار به سال 1286مورد مرمت قرار داد.
شكراب را به روزگار باستان ارنگيز و ارنگيزان (يعني ارنگه ي كوچك ) مي ناميدند و نام مذهبي زرتشتي اين آبادي به عهد پيش از اسلام آدريان و به لهجه ي محلي اودريون بوده است و آتشگاه قصران كه اكنون بقاياي آن در فاصله ي 4 كيلو متري شمال غربي شكراب به روي قله ي كوه آهاروش از شاخه هاي كوه توچال باقي است مضاف بدان جا بوده است و پيش از اسلام زرتشتيان آتشگاه روستا ها را آدران و ده يا محلي را كه آتشگاه در آنجا واقع بوده و جنبه ي مركزيت ديني داشته آدريان مي ناميدند.
• پاره اي ازآداب و رسومي كه در آهار مرسوم بوده است
1-عيدكردي . عيدكردي جشني است كه در آغازمهرماه (مهرگان)برگزارمي شد.در اين مراسم مزد چوپانها را كه در تابستان گوسفند ها رابه چرا مي بردندمي پرداختندواز اين پس اندك اندك گوسفندها را ازكوه وصحرا به ده وسپس به آغل منتقل ميكردند.درديه آهارشب قبل از مهرگان خوانچه هاي (موادغذايي قراردر سيني ومجمعه)ازغذا ترتيب ميدادندوپاره اي را به متصديان كارهاي عمومي چون حمامي وسلماني ميدادندوباقي راجهت شادي ارواح به عموم اطعام ميكردند.
2- جشن سيزدهم.سيزدهم نام جشن گونه اي است كه درتيرگان ياسيزدهم تيرماه باستاني پس از گذشتن حدود نيمي از پاييز در اين ده برگزار ميشود .گوينددر شب اين روز در ده آهارمردم درخانه ها به دور هم جمع مي شوند وزير كرسي مي نشينند وبه نقل داستانها وقصه ها مي پردازندوفال مي گيرند .نوجوانان دستمال يا كيسه اي رابه سر ريسمان يا رشمه اي بلند مي بندند ودر كوچه هاي ده براه مي افتند وبه پشت در خانه ها مي روند وبه طريقي كه شناخته نشوند از منفذ لاي در يا دريچه ي خانه آن دستمال ياكيسه را به درون پرتاب مي كنند.صاحب خانه ميوه يا نخودچي كشمش يا پول خرد وامثال اينها به گوشه ي دستمال مي بندند ويا در كيسه مي ريزند وسپس صدا مي كنند بكش.جوان آنرا مي كشد واز آنجا به خانه ي ديگري مي رود.
——————————————————————————————-
• پاره اي ازضرب المثلهاي آهار
اززيادبكشين ريسمون موسه يا هتك مشگه
بارك الله مردروموكوشه مونباري خر رو
جيجييك پاييزه مخوا جيجييك بهاره روگول بزنه
زمين ناز داره كه سگ سرش خوته وسگ نازداره كه سرزمين خوته
نه سرم روبشكن ونه نخودچي جيفم كن
گولك دستش دره
جيكجيك مستون دنبي يادزمستون دنبي
اسب روببين يالشوهارش دختروببين مارشروهارش
اوكش به كفگير پيغوم بداكه ديمت سوراخه
دروبادواكنه بهترازاونه كه دوما واكنه..سوژدروواكنه بهتره تاعروس واكنه
دنياروببين چه پيسه كورمگسك رييسه
گزنزيه پاره نكن
گالوباشه ديم ديوار دباشه
سوبه سوموشوچغندربه كينه
گنه مارون كنندرويون وچينند
سرازگردن كجه
——————————————————————————————-
• موقع جغرافيايي آتشگاه (قصردخترك)
اين آتشگاه بروي خط الراس شمالي ، جنوبي قلل و تيغه ي كوههاي آن حدود (آهار) كه ازكوههاي كلوم بستك شاخه هاي گاجره وشمشك تا توچال ادامه مي يابد، واقع است. ارتفاع محل آتشگاه از سطح دريا رقمي حدود3120 متراست. طول جغرافيايي آن پنجاه ويك درجه وبيست وچهار دقيقه و عرض جغرافيايي آن سي وپنج درجه وپنجاه وهفت دقيقه وسي ثانيه است. آتشگاه از قله توچال كمتر از ده كيلومتر فاصله دارد و با چشم غيرمسلح به راحتي از توچال ديده ميشود. ليكن به عنوان آتشگاه تا كنون كسي بدان توجهي نكرده است..آتشگاه در شمال راه مالرو آهار به شهرستانك در ارتفاعي به فاصله ي320 متري از گردنه آهاربشم واقع است و به سبب صخرهاي شني – كوه و شيب تند آن اين فاصله ي كم را پياده درمدت يك ساعت به زحمت مي توان پيمود.آتشگاه را به خط مستقيم ازسوي مشرق از ده آهار شش كيلومتر و نيم فاصله است كه مسافت آن از راه مالرو و به سبب پيچ و خمهاي كوهستان قريب دو كيلومتر بر ارقام مذكور افزوده است.
• دسته اي از اعراب وسادات كه به نواحي قصران پناه آوردند
درپاره اي از آبادي هاي قصران داخل و خارج هم اكنون جمعي سادات زندگي مي كنند و نيز در برخي از اين آباديها يك يا دوتن يا بيشتر از فرزندان امامان (ع) و سادات حسني و حسيني مدفونند كه سادات اين عصر آن حدود بقايا و فرزند زادگان آن بزرگوارانند. مهاجرت سادات بدين حدود و نقاط ديگر امن شرقي سرزمينهاي اسلامي ازهمان صدر اسلام درخلافت ستمگرانه امويان و بويژه در دوره حكومت جابرانه حجاج ابن يوسف بر عراقين كه بيدادگري و خونريزيها و سفاكيهايي به اولاد علي (ع) روا مي داشتند آغاز گرديده بوده است.بروي هم اين مهاجران را به چهار گروه اصلي مي توان تقسيم كرد:
گروه نخستين ، آن دسته از سادات هستند كه از ظلم و ستم امويان و بويژه سفاكيهاي حجاج بدين حدود پناه آوردند.
گروه دوم ، آنهايي هستند كه در عهد ولايتعهدي حضرت امام رضا (ع) بدين سوي آمدند. گروه سوم ، كساني هستند كه در وقايع خروج عده اي از فرزندان علي (ع) بر خليفه ، يار ايشان بوده اند و پس از شكست در برابر خليفه بدين نواحي گريختند.
گروه چهارم ، كه نسبت به سه گروه سابق كثرتي داشتند آن جمع هستند كه به هنگام ظهور علويان در مازندران و ري به دربار ايشان روي نهادند.
آنهايي كه به هنگام خروج سيدي از فرزندان علي (ع) بر خليفه ، به همراه و يار او بودند و چون وي شكست مي خورد همه ي آنهايي كه خلاص مي يافتند روي به كوهستان ري و ديلمان مي نهادند. بعضي را همين جا شهيد مي كردند وگروهي در آنجا توطن گرفتند كه اعقاب ايشان هنوز باقي اند و مرقد اكابر ايشان مزار و مطاف است و به بركت وجود اين سادات است كه مردم تمامت ناحيه قصران و بسياري از نقاط ديگر از آغاز شيعه بودند.
——————————————————————-
• آهار در حال حاضر
در ادامه اطلاعات ديگري از آهار قديم و فعلي كه توسط آقاي اصغر نادي جمع آوري شده را ملاحظه مي فرماييد.
روستای آهار حدود 900 خانوار جمعیت دارد که این تعداد در فصل زمستان به حدود 200 خانوار كاهش می يابد .اين روستا دارای 6 محله به نامهاي زير می باشد :
سادات- میان ده- بالا محله- پایین محله- نظران و سیفان.
بنجویک، بیشه و چشمه امیر، چشمه های معروف آهارند که از طریق یک لوله ی 5 کیلومتری به منبع ذخيره آب، آب منازل آهار را تامین می کنند.
آهار در منطقه ی زمستانی و سردسیر و بهمن گیر واقع است.از یک سو به کوههای توچال و از سوی دیگر به کوههای گاجره منتهی میشود . همچنین آهار با روستا های پس قلعه -ایگل- شهرستانک- فشم- میگون و دربنسر همجوار است.
در گذشته در روستای آهار شالکی – تنگ – جوال – جاجیم و جوراب می بافتند و گیوه هم درست می کردند و از نمد به عنوان فرش استفاده میکردند که امروزه این کارها از رونق افتاده است.
درختی به نام سولادار روی کوه نستون آهار قرار دارد که بسیار قدیمی می باشد.
به غير از گورستان فعلي،آهار قبرستان دیگری هم دارد که در سال های اخیر به دلیل گسترش روستا در بافت مسکونی قرار گرفته و دیگر در آنجا کفن و دفن انجام نمی شود.
آهار سه قهوه خانه دارد که در پايان هر هفته، میعاد گاه گردشگران و کوهنوردان است آنان در آنجا چای و صبحانه صرف كرده واستراحت مي كنند و بقیه روزها نیز پاتقی برای اهالی روستا است که در آن به گپ زدن مشغول شده و از حال یکدیگر خبر می گیرند.
دو حمام عمومي در این روستا وجود دارد که هزینه ی سوخت مصرفي آنها از طرف اهالی تامين می شود.
مدرسه ی آهار که به یاد شهید محسن سیفان نام گذاری شده ، ده کلاس دارد اما پسرها برای گذراندن مقطع راهنمایی باید به مدرسه ای در اوشان- فشم بروند.
وجود تراشکاری های متعدد در آهار نیز باعث شده دانش آموزان به جای تحصیل بیشتر به کار و حرفه آموزی ترغیب شوند. آهار دارای سه مسجد و یک تکیه است و دارای خانه ی کودک نیز می باشد که در آن 10 الی 15 بچه ی بی سرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی در آن نگهداری می شوند.
آهار دارای شورا و دهیاری می باشد که در آن سه نفر به عنوان اعضای اصلی شورا و حل اختلاف فعالیت می نمایند . دهیار نيز مسئول اداره دهیاری می باشد.
در این روستا آب- برق- تلفن- خط موبایل و تلویزیون وجود دارد ولی امكان دسترسي به اینترنت در آنجا بسيار دشوار می باشد.
این ده دارای 6 آسیاب آبی در گذشته بوده که گندم را به آرد تبدیل می کرده است و تا زمانی که جاده به صورت امروزی وجود نداشت اهالی حدود 80 درصد مايحتاج خود را خودشان تامین می کردند.