رازهاي موفقيت گوگل

December 7th, 2008

گفت‌وگو با اريك اشميت، مديرعامل گوگل در آستانه نهمين سالگرد تاسيس درباره رازهاي موفقيت اين شركت بزرگ را در ادامه بخوانيد:

رازهاي موفقيت شركت گوگل

قايم باشك بازي نوابغ جهان!

December 4th, 2008

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند

آنها تصميم گرفتند تا قايم باشک بازی کنند ……

كليك كنيد:

قايم باشك بازي

شعر ‘ باز باران’

November 23rd, 2008

شعر باز باران، شعر دوران كودكي اكثر جوانان ايراني مي باشد. لذا شايسته است كه كمي در مورد اين شعر و سراينده آن بدانيم. شايان ذكر است كه اكثر ما اين شعر را بصورت ناقص خوانده و ياد گرفته ايم؛ در اينجا اين اثر ادبي بصورت كامل آورده شده است.

شعر باز باران با فرمت Word

انجمن علمي فرهنگي آهار

مقاله با موضوع ‘ پوكي استخوان’

November 20th, 2008

مقاله اي كه ذيلا مشاهده مي نماييد تحت عنوان پوكي استخوان توسط سركار خانم مهديه شيباني يكتا براي ما ارسال گرديده است؛ از ايشان تشكر مي كنيم.

مقاله پوكي استخوان با فرمت Word

انجمن علمي فرهنگي آهار

مقاله با عنوان ‘وقت’

November 18th, 2008

با عرض پوزش ازكليه بازديد كنندگان محترم به دليل تاخير در به روز رساني سايت، مقاله اي تحت عنوان وقت، ارسالي توسط يكي از بازديد كنندگان ارائه مي گردد.

مقاله وقت با فرمت PDF

انجمن علمي فرهنگي آهار

خلاصه مقاله با موضوع توربينها

June 26th, 2008

مقاله اي كه مشاهده مي نماييد خلاصه اي با موضوع توربينها، ارائه شده در جلسه خرداد ماه1387 انجمن علمي فرهنگي آهار توسط آقاي ميثم كريمان مي باشد.

خلاصه مقاله با موضوع توربينها

انجمن علمي فرهنگي آهار

خلاصه مقاله فشار خون

June 26th, 2008

خلاصه مقاله اي كه مشاهده مي نماييد تحت عنوان فشار خون مي باشد كه توسط آقاي دكتر كيان نژاد ارائه گرديده است.

خلاصه مقاله فشار خون

انجمن علمي فرهنگي آهار

بخش دوم مقاله ارت شناسي ارائه شده توسط آقاي اصغر نادي

January 13th, 2008

بخش دوم مقاله با عنوان ارت شناسي، تهيه شده توسط آقاي اصغر نادي را مي توانيد از لينك زير دريافت نماييد.اين بخش نيز با دو فرمت PDF و Word جهت استفاده علاقمندان قرار گرفته است.

مقاله با فرمت Word
مقاله با فرمت PDF

انجمن علمي فرهنگي آهار

مقاله آقاي اصغر نادي در رابطه با ارت شناسي

January 4th, 2008

جهت دانلود مقاله آقاي اصغر نادي با موضوع ارت شناسي، بر روي لينك زير كليك كنيد.اين مقاله با دو فرمت Word و PDF جهت استفاده علاقمندان قرار داده شده است.
earth.pdf
earth.doc

انجمن علمي فرهنگي آهار

خلاصه برخي ازمقالات و سخنرانيهاي ارائه شده

September 11th, 2007

يکشنبه، 18مرداد، 1385

مقاله ذيل از طرف آقای دکتر کيان نژاد ارائه شده است:

بسمه تعــالي

پرفشاري خون يا فشار خون HYPERTENSION

براستي فشار خون چيست ؟ اساساً اگر در شخصي فشار خون نباشد يا بعبارت ديگر فشار خونش صفر باشد ، اين فرد ديگر زنده نيست . خوب شوخي بنده را مي بخشيد . پس واقعا بايد در داخل رگهاي خوني ما ، موسوم به سرخرگها ، يک فشاري باشد تا خون در داخل آنها به حرکت درآمده و آب و اکسيژن و مواد غذايي را به سلولها برساند . اين فشار را قلب ما توليد مي کند . اگر اين فشار ، از يک حد نرمال ، که راجع به آن بحث خواهيم کرد ، فراتر رود ، مضر است و تقريباً براي تمام بخشهاي بدن ما ايجاد اختلال خواهد کرد .
مثلاً در قلب باعث مي شود که کار فيزيکي قلب تشديد شود – يعني قلبي که مثلاً در برابر فشار 5/11 / 5/7 خون را پمپاژ مي کرد حالا بايد در برابر فشاري بمراتب بالاتر مثلاً 9/14 بايد اين عمل را انجام دهد – و اين باعث مي شود که قلب گشاد شود و نتواند به هنگام ضرورت – مثلا پياده روي کند ، کوه پيمائي ، ورزش و ….. – ميزان کار خود را زياد کند . در عروق ، پر فشاري خون ، مي تواند ايجاد تصلب شرائين کند که مثلاً در قلب منجر مي شود به سکته فلبي ، و تس علي هذا ….
پس با ذکر اين مقدمه ، نتيجه مي گيريم که فشار خون بيماري نيست بلکه پرفشاري خون است که بيماري تلقي مي شود . حال اين فشار خون چگونه ايجاد مي شود . از هر صد نفري که فشار خون دارند دارند بين 90 تا 95 نفرشان هيچ علت خاصي برايشان پيدا نمي شود . مي گويند اينها فشار خون اوليه دارند. تعداد کمي از افراد نيز در آنها علت خاصي پيدا مي شود ؛ اين عمل عبارتند از – مسائل مربوط به کليه ، عصبي ، متفرقه و ايريوپاتيک (ناشناخته)
مهمترين نکته اي که در اندازه گيري فشار خون بايد مراعات شود ، تداوم اندازه گيري است يعني ما همين طوري نمي توانيم به شخصي که مراجعه کرده و يک بار فشار خونش را گرفته ايم ، بگوئيم شما فشار خون داريد . اين مسئله نه شرعاً ، نه قانوناً صحيح نيست ؟ براي يک بيمار بايد حداقل 12 بار فشار خون گرفت و چنانچه همه فشارها بالا بود بايد گفت شما فشارخون داريد { احتمالا} .
بنابراين مهمترين چيز در مورد اندازه گيري فشار خون ، حوصله کردن و وقت گذاشتن است .
اينجانب بارها بيماراني داشته ام که به مجرد آمدن به نزد من گفته اند ” من فشار خون دارم ” و اينجانب نيز بعد از مدتي استراحت اوليه (حدوداً 10 دقيقه) دوباره فشار خونشان را گرفته ام و ديده ام نرمال است .
و اما فشار خون اصولاً دو عدد دارد مثلاً مي گويند فشار خون فلاني 90/130 است ف اين اعداد چه مفهومي دارند . عدد بالائي ا فشار خون سيستول با فشار ماکزيمم ، فشاري است که در هر لحظه به هنگام پمپاژ را انجام نميدهد وجود دارد .
الان مي گويند فشار خون نرمال يعني مطلوب عبارتست از زير 12 / زير 18 ، فشار خون طبيعي زير 13 / زير 5/8 و فشار خون زير 14 / زير 9 بالاترين حد طبيعي فشار خون قلمداد مي شود ، و 9/14 فشار خون تلقي مي شود .
بنابراين در گرفتن فشار خون بايد دقت کنيم تا براي افراد ، بطور واهي فشار خون ايجاد نکنيم و در طرف ايجاد اضطراب نکنيم . ولي اگر فردي فشار خون داشت حتماً بايد درمان شود . منتها همانطور که قبلاً عرض کردم بايد حداقل دوازده بار فشار خون فرد ، در هر حالت بدون اضطراب گرفته شود . با تشکر و تقديم احترام

دکتــر محمد رضا کيــان نــژاد

8/4/85
——————————————————
شنبه، 6 اسفند، 1384

سلام دوستان

مقاله زير توسط آقای ميثم کريمان تهيه و ارائه شده و اميدواريم که برای علاقمندان مفيد واقع شود:

شیشه چیست و روشهای بهینه سازی مصرف سوخت با استفاده از آن چگونه است؟

برای تعریف شیشه باید گفت مایعی بدون رنگ، دارای خاصیت کاملا لعابی و سوگذرانی (نورگذرانی) و دارای ساختار کاملا تصادفی (یعنی هنگام تبدیل از مایع به جامد، ساختار آن کاملا تصادفی است) و مقاوم در برابر عوامل شیمیایی است که خاصیت عایق در برابر جریان الکتریسیته را دارد. در مورد مقاومت شیشه در برابر عوامل شیمیایی همین بس که تنها اسیدی که بر روی شیشه اثر دارد اسید هیدروفلئوریک(HF) است که می تواند شیشه را در خود حل کند و از آن در صنعت شیشه بُری و ساخت ظروف زینتی توسط شیشه استفاده می شود. یعنی حتی اسید سولفوریک که جزء قویترین اسیدها است بر روی شیشه بی اثر است. بنابر این اصلی ترین ظروف برای نگهداری اسیدها، ظروف شیشه ای هستند. شیشه برای اولین بار توسط رومی ها و در حدود 3 تا 4 هزار سال پیش کشف و شناخته شد. در جهان حدود 800 نوع شیشه تولید می شود که مکانیزم ساخت حدود 90 درصد از آنها تقریبا یکی است. مواد مورد استفاده در ساخت شیشه عبارتند از:1) مواد تشکیل دهنده شیشه،2) مواد کمک ذوب،3) پایدار کننده ها،4) اجزای ثانویه؛ که هر کدام را به ترتیب توضیح خواهیم داد.
مواد تشکیل دهنده شیشه (مواد اولیه شیشه): اولین و مهمترین ماده تشکیل دهنده شیشه که حدود90 درصد از حجم شیشه را شامل می شود، سیلیکات(SiO2) است. عمده ترین منبع برای بدست آوردن سیلیکات خاک و شن می باشد که حاوی 1/99 تا 7/99 درصد سیلیکات است. بدترین نوع شن، شنهای حاوی اکسید آهن (Fe2O3) هستند. چون اکسید آهن رنگ شیشه را عوض می کند. ماده دیگر تشکیل دهنده شیشه، اکسید بور(B2O3) است که باعث نرمی شیشه می شود و ضریب انبساط آن را کم می کند. یعنی مقدار انبساط شیشه در اثر دادن گرما را کم می کند. سومین ماده در تشکیل شیشه اکسید فسفر(P2O5) است که باعث شفافیت شیشه می شود، ولی مقاومت شیشه را کم می کند. ماده دیگر برای ساخت شیشه ماده ای بنام فلدسپار است که ترکیبی تشکیل شده از اکسید پتاسیم(K2O)، اکسید آلومینیوم(Al2O3) و اکسید سیلسیم (سیلیکات) است. فلدسپار خاصیت لعابی به شیشه می دهد. ماده آخر که جزء مواد اولیه تشکیل دهنده شیشه است، اکسید آلومینیوم است که به منظور بالا بردن مقاومت شیشه بکار می رود.
کمک ذوبها(Fluxes): همانطور که می دانید شیشه ماده ای دارای مقاومت بالا در مقابل گرما است؛ یعنی در دماهای بسیار بالا ذوب می شود. بنابر این باید ماده ای به شیشه اضافه شود که دمای ذوب شیشه را پایین بیاورد. ماده ای که به عنوان کمک ذوب در ساخت شیشه بکار می رود همان فلدسپار است که به عنوان ماده اولیه نیز بکار می رفت.
پایدار کننده ها: ساختمان عادی شیشه بدون پایدار کننده ها بسیار تُرد و شکننده است. یعنی با کوچکترین ضربه ای فرو می ریزد. بنابر این برای بالا بردن مقاومت فیزیکی شیشه باید موادی اضافه شود که به این مواد پایدار کننده ها گوییم. بحث در مورد پایدار کننده ها، بحثی بسیار گسترده است که در این مجال نمی گنجد. فقط در مورد پایدار کننده ها ذکر این نکته کافی است که دو نوع پایدار کننده هستند که خواص متمایز و شناخته شده تری نسبت به بقیه دارند:1 ترکیبی از عنصر باریم( کربنات باریم) که باعث می شود شیشه به عنوان جاذب نور عمل نماید. در واقع شیشه در مقابل اشعه X ماده ای نیمه شفاف است. یعنی تقریبا نیمی از پرتوهای اشعهX را جذب می کند؛2 اکسید روی که باعث می شود شیشه در برابر شوک حرارتی مقاوم شود؛ یعنی در مقابل تغییرات ناگهانی دما، مقاوم باشد. این ترکیب با مقدار بالا برای ساخت شیشه های پیرکس که در تهیه ظروف منزل کاربرد بالایی دارند استفاده می شود.
اجزای ثانویه: شامل 4 دسته پالاینده ها(Refiners)، رنگدانه ها، رنگ زداها و مات کننده ها هستند. پالاینده ها برای زدودن حبابهای هوا از داخل شیشه استفاده می شوند. رنگ زداها ترکیباتی هستند که باعث می شوند رنگهایی که در اثر ترکیب شدن مواد تشکیل دهنده شیشه بوجود می آیند از بین بروند. مانند رنگ زردی که در اثر وجود اکسید آهن در سیلیکات بوجود می آید. رنگدانه ها نیز موادی هستند که باعث ایجاد رنگ در شیشه می شوند.از این مواد برای ساخت شیشه با رنگ دلخواه استفاده می شود. مات کننده ها نیز موادی هستند که برای تهیه شیشه های لعابی و شیری رنگ مانند حبابهای لامپ برق بکار می روند.
پس از مخلوط کردن مواد اولیه شیشه بصورت مذاب باید شیشه را شکل بدهیم که به این کار فُرمینگ شیشه گویند. برای فرمینگ شیشه تکنیکهای متفاوتی وجود دارند:1 دمیدن همراه با فشار مواد اولیه به داخل قالب که برای تهیه بطری بکار می رود،2 تکنیک دوم با نام لایه بندی نازک شناخته می شود که عبور مواد مذاب شیشه از بین غلتک ولایه بندی کردن شیشه می باشد،3 شناور سازی که برای ساخت شیشه های اتومبیل و موبایل استفاده می شود،4 عملیات چرخشی که برای ساخت پشم شیشه بکار می رود. نکته قابل توجه اینکه از پشم شیشه برای ساخت فیبر نوری برای انتقال امواج مخابراتی استفاده می شود،5 قالب گیری که مانند قالب سازی تراشکاری می باشد. یعنی خمیر شیشه را داخل قالب می ریزند و اجازه می دهند سرد شود،6 کشش مکانیکی که برای ساخت ورقهای شیشه ای بکار می رود.
اما تا اينجای بحث به طريقه ساخت شيشه پرداختيم.- که صرفا برای اطلاع به آن پرداخته شد- در ادامه به طریقه بهینه سازی مصرف سوخت و انرژی از طریق شیشه می پردازیم که می تواند استفاده کاربردی در روستای آهار داشته باشد. در روستایی مانند آهار با امکانات کنونی، بهینه سازی مصرف سوخت و انرژی اهمیتی فوق العاده دارد. همانطور که می دانیم هم اکنون رساندن سوخت به روستا و همچنین رساندن آن به دست مردم کاری بسیار دشوار وهزینه دار است. بنابر مطالب ذکر شده بهینه کردن مصرف سوخت، هم باعث کاهش هزینه ها و هم باعث صرفه جویی در وقت می شود. یکی از بهترین راه های بهینه سازی مصرف سوخت در آهار بویژه در زمستان، استفاده از شیشه های مناسب است. همانگونه که ملاحظه می کنیم سازمان بهینه سازی مصرف سوخت کشور، از طریق رسانه های عمومی از جمله تلویزیون، مانور زیادی بر روی بهینه سازی مصرف سوخت از طریق شیشه و پنجره می کند. یکی از راه های فرار گرما از داخل منازل بویژه در زمستان شیشه می باشد. این راه فرار ناشی از استفاده از شیشه های نا مناسب و همچنین فرهنگ غلط مردم ما، در مورد شیشه می باشد. برای بهینه سازی مصرف سوخت از طریق شیشه، راه های مختلف و گوناگونی وجود دارد. اما راحت ترین و مقرون به صرفه ترین این راه ها، به دو طریق می باشد:
استفاده از شیشه های چند لایه: شیشه های چند لایه شیشه هایی هستند که در کارخانه ساخت شیشه با مکانیزم خاصی بدست می آیند. به این طریق که با استفاده از مکانیزم فرمینگ شیشه، شیشه را بصورت ورقهای تخت در می آورند. سپس چندین ورقه شیشه را توسط دستگاه پرس به یکدیگر پرس می کنند و بدین ترتیب شیشه چند لایه بوجود می آید. استفاده از شیشه های چند لایه می تواند تا حدود زیادی باعث بهینه کردن مصرف سوخت شود. اما میزان اثر شیشه های چند لایه به مراتب کمتر از روش دوم بهینه سازی مصرف سوخت از طریق شیشه است که به آن می پردازیم.
استفاده از شیشه های دو جداره: شیشه های دو جداره نیز مانند شیشه های چند لایه مکانیزم خاصی برای ساخت دارند. مکانیزم ساخت شیشه های دوجداره یه این ترتیب است که ابتدا خمیر شیشه را از طریق عملیات فرمینگ، بصورت ورقهای تخت شیشه ای در می آورند. سپس دو ورق تخت شیشه را بگونه ای به هم متصل می کنند که بین آنها خالی باشد. یعنی مکعب مستطیلی از جنس شیشه با ارتفاع بسیار کم تولید می کنند. سپس در داخل محفظه خالی بین دو ورق شیشه ای، گاز نجیب تزریق می نمایند و سپس درب محفظه را مسدود می کنند تا گاز نجیب از بین دو ورق شیشه ای خارج نشود. گاز نجیب یا گاز بی اثر همان عناصر گروه 8 جدول تناوبی عناصر می باشند که شامل عناصر هلیم(He)، نئون(Ne)، آرگون(Ar)، کریپتون(Kr)، گزنون(Xe) و رادون(Rn) است. این عناصر، دارای ساختار اشباع هستند. بنابر این با هیچ ترکیبی وارد واکنش نمی شوند. به این ترتیب این عناصر مقاومت بالایی در مقابل عبور گرما دارند. بنابر این استفاده از این عناصر باعث می شود که گرما نتواند از شیشه عبور کند و به بیرون انتقال یابد. استفاده از شیشه های دو جداره به علت راحت بودن ساخت آن و ارزانی این شیشه ها بسیار مقرون به صرفه و کم هزینه است که می تواند بهترین راه برای کم کردن مصرف سوخت، در روستای آهار باشد.
در پایان شایان ذکر است که برای تهیه مطالب فوق الذکر از کتاب اصول علم مواد، تالیف آقای دکتر تویسرکانی استفاده گردید.

ارائه دهنده: میثم کریمان
دانشجوی رشته مهندسی طراحی فرآیندهای صنایع نفت
————————————————-

دوشنبه، 2 آبان، 1384

در جلسه پيشين انجمن موضوع مورد بحث نگاهی گذرا بر يادگيری مکالمه انگليسی بود که توسط آقای عليرمضانی ارائه شد .جزوه اين مقاله در آرشيو انجمن موجود است.
———————————————————–
دوشنبه، 24 امرداد، 1384

سياه زخم (Anthrax يا Charbon )

سلام

با توجه به آلوده شدن پاره ای از دام های منطقه به بيماری سياه زخم مقاله ای در اين مورد توسط انجمن علمی تهيه گرديد که به قرار زير ميباشد(با تشکر از آقای علی عليرمضانی و خانم نسرين رسولی):

بيماری سياه زخم (شاربن)

تعریف بیماری : یک بیماری سمی و عفونی و باکتریایی مشترک بین انسان و علفخوران اهلی هست که آدمی بر حسب تصادف در صورت تماس با پوست,پشم,شیر,گوشت آلوده به آن مبتلا می شود یا ممکن است از طریق تنفس هوای آلوده به اسپور نیز مبتلا شود

عامل بیماری: عامل این بیماری نوعی باکتری به نام “باسیلوس آنتراسین ” می باشد. هاگ باکتری در مدت 10دقیقه جوشاندن از بین میرود. عامل بیماری قادر است تا 20 سال در خاک و فراورده های دامی زنده بماند .

علایم بیماری در حیوانات: علایم این بیماری در حیوانات به سرعت خود را نشان می دهد. حیوان ممکن است دچار لرزش عضلانی ,تنگی نفس و پر خونی مخاط گردد و به فاصله کوتاهی این علایم با نارسایی سیستم قلبی عروقی و سپس مرگ خاتمه یابد.در شکل حاد بیماری ممکن است نشانه ها تا 48ساعت قبل از مرگ حیوان مشاهده گردد که شامل افسردگی ,بی حالی ,سستی,بی اشتهایی, تب ,تنفس سریع و عمیق,افزایش ضربان قلب و قطع نشخوار میباشد.در گاو سقط جنین و کاهش مقدار شیر نیز مشاهده می شود.

علایم بیماری در انسان: بیماری در انسان به شکل شدید تری ایجاد گردیده و ممکن است منجر به مرگ شود. این بیماری در انسان به 3 شکل اصلی مشاهده می شود که بستگی به چگونگی ورود باکتری و محل جایگزینی آن دارد.

1)سياه زخم جلدی: حدود 95 تا 98 درصد از موارد بیماری انسان را شامل می شود . در این حالت باکتری ار طریق بریدگی یا خراش در پوست وارد می شود البته در پوست سالم قابل نفوذ نیست. عامل بیماری در طی 1تا 7 روز رشد و تکثیر نموده و سم تولید می نماید که باعث ایجاد جوش کوچک رو به پیشرفت می کند.معمولا این جراحت قرمز رنگ بوده به جوش کورک مانند یا گزش حشره شباهت دارد و ممکن است خارش نیز داشته باشد. با پیشرفت بیماری جراحت اولیه تبدیل به تاول مملو از مایع می گردد. تاول های دیگری نیز ممکن است در نزدیک جراحت اولیه ظاهر شود .هنگامی که تاول پاره شود مرگ بافت در مرکز جراحت شروع شده و به یک جای زخم سیاه (اسکار) تبدیل می گردد.جراحت معمولا بدون درد می باشد مگر اینکه تحت فشار قرار گیرد. مهمترین محل عفونت سیاه زخم جلدی سر وساعد است.

2)سیاه زخم تنفسی: استنشاق هاگهای زنده و جایگزینی آنها در بافتهای ریوی منجر به این نوع از بیماری می شود سم(توکسین) و باکتری از طریق مجاری لنفاوی وارد جریان خون شده که این رویداد بسیار کشنده است.

3)سیاه زخم گوارشی: که در نتیحه مصرف بافتهای آلوده حیوانات تلف شده از این بیماری به وجود می آید علایم این نوع از بیماری به فاصله 2تا5 روز پس از مصرف گوشت آلوده ظاهر می شوند. علایم اولیه تهوع,استفراغ, بی اشتهایی و تب, درد شکم و گاهی اسهال خونی است.

پيشگيری و کنترل

انجام روشهای پیشگیری به منظور کاهش اشاعه این بیماری از لاشه آلوده شامل:

1)عدم اجرای کالبد شکافی حیوان تلف شده مظنون به این بیماری

۲)سوزاندن یا مدفون ساختن عمیق لاشه های مشکوک و پوشاندن آن با لایه ای از آهک زنده

3)واکسیناسیون تمامی حیوانات حساس و جداسازی حیواناتی که علایم بیماری را نشان می دهند و درمان آنها به آنتی بیوتیک.(معمولا حیوانات به مدت 21 روز بعد از آخرین ورد تلفات قرنطینه شده و به فاصله 24 روز پس از واکسیناسیون با واکسنهای اسپور زنده نباید به کشتارگاه اعزام شوند)

4)ضدعفونی کردن کلیه فراورده های دامی مثل پوست ,پشم و استخوان حیوانات مشکوک

5)رعایت مسائل بهداشتی محیط کار و انجام اقدامات حفاظتی جهت کارگرانی که با وسائل و مواد مشکوک و آلوده سرو کار دارند.

6)رعایت اقدامات احتیاطی در کشتارگاه.

درمان

در درمان افراد مبتلا به ای بیماری اهداف زیر مورد نظر می باشد:

1)ز بین بردن باکتری در حداکثر سرعت ممکن

2)خنثی ساختن سم بیماری با دارو های پنی سیلین ,تتراسایکلین ,اریترومایسین, کلرا مفنیکل به طور موفقیت آمیزی در درمان سیاه زخم مورد استفاده قرار گرفته است.
——————————————————

یکشنبه، 18 اردیبهشت، 1384

آهار و شكرآب
قلعه دختر آهاربشم پرستشگاه آناهيتا فرشته آب و پاكي

به قلم دكتر احمد اقتداري[1]

به ياد دكتر حسين كريمان، محقق ژرف‌انديش آهاري

دوست ارجمند اقاي دكتر نظرآهاري و سردبير مجله فصلنامه معتبر و علمي (تاريخ روابط خارجي، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران) در ديداري از من به اشاراتي از آهار و مرحوم دكتر حسين كريمان جويا شدند. من كه سالياني دراز با مرحوم كريمان دوستي داشته‌ام، او را در مباحث علمي و تحقيقاتي بصير و دقيق ديده‌ام، كتابهايش و مقالاتش را خوانده‌ام و دو جلد كتاب نفيس و شريفش: (ري باستان) را بارها مورد استفاده تحقيقاتي قرار داده‌ام، بر خود فرض دانستم كه از آن دانشمند برجسته قرن اخير و كارهايش و روش تحقيق و تبعش در مسائل جغرافياي تاريخي مقالتي بنويسم و به دوست ارجمند بصيرم كه خود از مردم آهار است تقديم دارم تا جوانان نوخاسته رودبار قصران و آهار و كوهپايه البرز و لواسانات و دماوند را بكار آيد و كتابهاي مرحوم كريمان را بخوانند و ياد و نام او را در دل و جان خود زنده نگاه دارند و در ايراندوستي و خدمات فرهنگي به زادگاه خود به دنبال راهي روند كه مرحوم كريمان رحمت الله عليه رفته است.

آهار در رودبار قصران در دامنه البرز قرار دارد. در ارتفاعات مشرف بر دره آهار شكرآب واقع است. آهار و شكرآب دو باغستان و روستا باغ سرسبز و خوش آب و هوا و سردسيرند در كرانه هاي رودي پرآب و خروشان كه از آهاربشم سرازير است واقعند. در فصل بهار و آغاز تابستان از پهنه‌اي برفراز باغستان شكرآب سدها چشمه مي‌جوشد و چمن‌زارهاي وسيع پرگل، زيبايي و لطافت كم‌نظيري بدين دامنه البرز كوه مي‌بخشد. ميگون و دوشان و فشم و شهرستانك و قله توچال و آباديهاي ايگل و باغ‌گل در اطراف آهار واقعند و همه پرآب و درخت و خوش منظر و آبادان‌اند.

مرحوم كريمان را نخستين بار در (انجمن آثار ملي) ديدم، چون با او به گفتگويي نشستم، دريافتم كه مردي سخت پرمايه و دقيق و خردمند و كوشاست و چون دانستم كه از مردم آهار است از او در باب (قلعه دختر) آهار جويا شدم. دامنه وسيع اطلاعاتش و عمق تحقيقاتش مرا بر آن داشت كه بيشتر با او گفتگو كنم. گهگاه در انجمن آثار ملي و گهگاه در روستاي آهار و بيشتر در تهران محضرش را در مي‌يافتم. من با دوستان ديرينه‌ام آقايان استاد ايرج افشار و استاد منوچهر ستوده بارها به آهار و ارتفاعات اطراف آهار و شكراب گذر كرده‌ام. از آهار و آهاربشم گذشته‌ام و به شهرستانك سرازير شده‌ام. قلعه دختر آهار را با دوست دانشمندم و مهربانم استاد ايرج افشار استاد مشهور و معروف دانشگاه تهران بارها ديده‌ام. در سفري از تجريش پياده پا من و افشار آغاز سفر كرديم و پس از اقامت شبي در ارتفاعات ورمال احمد زير قلعه توچال به قلعه دختر آهار رسيدم و شب را در ارتفاعات مشرف به گچسر گذرانيديم و پس از دو روز راه‌پيمايي به كوشكك گچسر فرود آمديم. قلعه دختر آهار را در اين سفر بازديد نموده بودم و در كتب اهم مطالبي در باب (قلعه دختر) ها در ايران زمين خوانده بودم. گفتگو با مرحوم كريمان مرا و آن مرحوم را راغب ساخت كه در اين باب بيشتر به تحقيق علمي بپردازيم.

آهار را من بارها ديده‌ام، شب‌هايي در قهوه‌خانه قديمي آن در كنار كوچه‌اي كه به راه شكرآب دائر بود خوابيده‌ام با مردي كه در تنور مي‌خوابيد و مي‌گفت دوران پادشاهي ناصرالدين شاه را به ياد دارد و بسيار فكور و پندآموز مي‌نمود و نامش كريم بود و شب‌هاي دراز به گفتگو نشسته‌ام. در خانه مردي بسيار مهمان‌نواز به نام حسن پسر شيخ ولي آهاري بارها شب‌ها را به صبح آورده‌ايم و از مهمان‌نوازي و راهنمايي آن مرد ورزش دوست كوهنورد و فهميده لذت‌ها برده‌ايم. خاطره‌هاي بسيار از اقامت و گردش در روستا‌هاي اطراف آهار و شكرآب بياد دارم اما هيچ خاطره‌اي بهتر از ياد و مصاحبت مرحوم كريمان در خاطر من جاودانه نمانده است.

كتابهاي (ري باستان) كه در دو جلد به سال 1341 به همت انجمن آثار ملي منتشر شده است، به راستي نمونه راستين دقت و بصيرت و كار و كوشش و كتابخواني و كتابشناسي مرحوم حسين كريمان آهاري است. نگاهي به فهرست موضوعي كتاب و دقت در كتب منابع و ماخذ نويسنده ما را از آن همه دقت و بصيرت و زحمت و آگاهي به شگفتي مي‌اندازد. كريمان در باب نام آهار به نقل از كتب قديم و تحقيقات جغرافيانويسان كهن آن را مشابه (اوهر) دانسته است كه به معناي (آب روان) است ولي من نام آهار را بازمانده از كلمه (آهور، مي يابم يعني سرزميني كه متعلق به خورسيد است (آ-هور) و يا پرسايه است (آ=علامت نفي و هور=خور) استناد مرحوم كريمان به كتاب مشهور قرن چهارم هجري: (حدود العالم من المشرق الي المغرب است كه به سال 372 هجري قمري نوشته شده و مؤلف آن ناشناخته است و مرحوم پرفسور توروسكي و آقاي دكتر منوچهر ستوده و كتابخانه طهوري تهران آن را چاپ كرده‌اند).

كريمان در جلد دوم (ري باستان) آورده است:

(چون زردشت ظهور كرد، طريقت او در اين حدود نيز رواج يافت و از عهد ساساني بقاياي آتشكده‌اي چند در نقاط مختلف به‌جا مانده است. از آن جمله است آتشكده شهرستانك و آهار كه از هر يك قريب نه كيلومتر فاصله دارد در محل بدان (قلعه دختر) يا (قصر دخترك) گويند، و در مرتفعات شمالي راه مالرو و آهار به شهرستانك واقع است. اين آتشگاه بر روي قله‌اي مرتفع در حد مشترك آهار و شهرستانك، در پهنه مربعي به ابعاد تقريبي ده متر، در كنار خطر فرضي شمالي جنوبي مار بر تمام قلل آنجا، از حدود شمشك تا حدود توچال بنيان يافته، و دو اطاق و يك دالان را شامل است. طول اطاقها در جهت شمال شرقي جنوب غربي است. و مدخل آنها در سمت شمال شرقي بوده و آفتاب بدرون آنها مي‌تابيده است. ابعاد داخلي آنها به تقريب پنج متر در سه متر است و دالان در جنوب دو اطاق قرار دارد. پوشش اطاقها و دالانها كه اكنون فروريخته از طاق گهواره‌اي بوده است. بنا كه اكنون قسمت عمده آن خراب شده است، از سنگ لاشه و ملاط گچ به شيوه معمول آن زمان و بسيار محكم پي‌افكنده شده است. قسمتي از بنا و كف و زواياي آن را كلنگ گنج‌طلبان بيهوده محو و منهدم كرده است، ارتفاع اين نقطه در سطح دريا رقمي در پيرامون سه هزار متر و وصول بدان سخت دشوار است. مناظر آباديهاي واقع در مشرق و مغرب اين بنا و نيز قله مرتفع دماوند از آنجا بسيار جالب و ديدني است. در مشرق مزارع و باغها و مرتفعات آهار و ميگون و اوشان و غيره در مغرب شهرستانك و سرك به خوبي ديده مي‌شود و به نظر مي‌رسد اين آتشگاه در قديم به تمامي آبادي‌هاي آن حدود تعلق داشته است. آب را از دامن كوه بدانجا مي‌برده‌اند. در نيمه دوم پائيز و سراسر زمستان برف و بهمن ارتباط آنجا را با آباديهاي اطراف به كلي قطع مي‌كند. (نگارنده در تاريخ 23/4/1347 هجري جهت تحقيق در باب اين بنا، كه از دسترسي دور است، بدانجا رفت كه منظور مرحوم دكتر حسين كريمان مؤلف ري باستان است). و عكس‌ها از خود وي است برخي اطلاعات را در اين باب از پدر گرامي خويش، حاج اسماعيل بن علي اوسط كريمان، بلغه الله مناه في اولاد اخراه به دست آورد).

لوئي واندبزگ در كتاب باستان‌شناسي ايران باستان وصفي از آن آورده باستان‌شناسي ايران باستان. ص 122. س 3.

آقاي مصطفوي در مقاله بي‌بي شهربانو و آقاي باستان پاريزي در محله باستان‌شناسي نيز اشاراتي به تحقيق (ماكزيم سيرو) مهندس و معمار فرانسوي درباره اين بنا كرده‌اند.[2] اما من عقيده دارم: در محل نگهداري آتش و پرستشگاه بيش از زردشتي بودن آن شك نيست ولي بنابر آنچه تحقيقات جديد آشكار ساخته است اين بناهاي قلعه مانند كه بر قله كوهها و در نزديكي آباديهاي كهن ساخته شده‌اند و به نام (قلعه دختر) شهرت دارند، پرستشگاه ناهيد، اناهيتا، فرشته آب و پاكي بوده است و در ايران زمين قلعه دخترهاي بسيار در ستيغ كوهها و در كمركش دره‌ها وجود دارند كه بعدها آنها كه بر سر كوهها و در افق قلل بنا شده‌اند، پرستشگاه مهر يا ميترا گشته‌اند و بهر حال در پرستشگاه كهن پيش از زردشت بودن آنها و مورد احترام و تقديس و تكريم و نيايش زردشتيان بودن آنها هم جاي ترديد نيست.

مرحوم دكتر كريمان درباره شكرآب نيز در كتاب ري باستان آورده است:

(شكرآب موضعي است از مضافات دماوند…)[3] ظاهرا گويا اين محل همان شكرآب قصران داخل رودبار يا رودبار قصران در حوزه لواسان فعلي در نزديكي ده آهار است، كه هم اكنون قسمتي از آبادي و بقعه سادات آنجا موجود است و در سابق ديهي آباد بوده و چند تن سادات از فرزندان حضرت زيد در آنجا مدفونند و جمعيت شكرآب به ديه آهار مهاجرت كرده‌اند و به نظر مي‌رسد كه در آن عهد لواسان و قصران داخل به سبب نزديكي در حساب حوزه دماوند بوده است. چنانكه ناصرخسرو كه به سال 437 هجري از حدود ري عبور كرده، در سفرنامه (اش) كوه دماوند را كوه لواسان خوانده و ياقوت در المشترك قصران را از نواحي قرب دماوند دانسته و نوشته است: قصران ناحيه من نواحل الري، قرب و بناوند … ) [4]

سادات شكرابي مربوط بدين محل هم اكنون در ديه‌هاي اطراف شكرآب و حتي در پاره‌اي از ديه‌هاي شميران مانند ونك معروفند. آبادي‌هايي به نام شكرآب در اردبيل و شوشتر و مشهد و همدان و بيرجند وجود دارد لكن در نواحي ري جز ديه مذكور آبادي ديگري بدين نام در منابع مورد استفاده به نظر نمي‌رسد.

از آهار و شكرآب و قلعه دختر آهاربشم و اوشان و ميگون و فشم و شهرستانك و حتي باغ گل و ايگل و كند و ناصرآباد و لواسان و گلوبندك و دماوند و كوهپايه‌هاي ديزين و گچسر و لورا، سخني نمي‌توان گفت مگر آنكه پيوند تاريخي آن سرزمينها در زبان و آداب و رسوم و بينش‌هاي مذهبي و ديني و نياش راههاي اقتصادي و بازرگاني و كارواني و عقائد قديمه نژادي و فكر يو فلسفي آنها را يادآور شويم و به تحقيق در باب همه آن مسائل پردامنه دراز مدت چند هزار ساله بپردازيم. اميد كه جوانان دانش‌پژوه بومي اين مناطق به خصوص جوانان آهاري به اين مهم فرهنگي فراموش شده بپردازند، چنانكه مرحوم دكتر حسين كريمان آهاري تا آنجا كه عمر و فرصت و امكانات علمي آن مرحوم كفايت كرده است رهبر اين راه دراز و ناشناخته شده است.

خداي بزرگ آن مرد فرهنگي و پردانش و پركار را بيامرزاد به منه و كرمه و جوانان آهاري را توفيق خدمت به فرهنگ ما در بوم كهن خود ايران لايزال، عنايت فرمايد.

تهران 2 بهمن 1383 – احمد اقتداري

[1] احمد اقتداري متولد 1301 شمسي‏، دكتراي حقوق و علوم سياسي، دكتراي تاريخ از دانشگاه سوربن فرانسه و مؤسسه مطالعات عالي فرانسه، استاد دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و مؤلف 28 جلد كتاب مستقل درباره خليج‌فارس و حدود 200 مقاله ايرانشناسي بيشتر درباره خليج‌فارس.

[2] كتاب ري باستان، جلد دوم، تاليف حسين كريمان، تهران – چاپ انجمن آثار ملي (چاپ نخست)، صفحات 462-460.

[3] هفت اقليم، ج 3، ص 87، س 1 به نقل كريمان در ري باستان جلد دوم ص 57.

[4] المشترك، ص 346، س 7.

——————————————————–

سه‌شنبه، 18 اسفند، 1383

ميگن که اون قديما وقتی قوبلای خان اومد با قايق به جزيره ژاپن حمله کنه باد های غريبی بلند شد و تمامی کشتی های اونو غرق کرد.ژاپنی ها اين قضيه رو به سمبلی برای دسترس ناپذير بودن جزيره خودشون میدونستند.ايندفعه هم اونا گول خوردند.

هاری ترومن وقتی به اعداد و اقام ارائه شده در مورد قدرت تخريبی بمب جديد گوش ميده ٬خودشو جمع وجورميکنه:نخستين بمب بايد قدرت معادل انفجار ۵۰۰تن تی ان تی رو داشته باشه و بمب بعدی۱۰۰۰ تن تی ان تی.(اينجا حاشيه عدم اطمينان علم هسته ای معلوم ميشه.بمب بندر هيروشيما قدرت انفجاری معادل۱۳۰۰۰ تن تی ان تی داشت و بد نيست بدونيد که تنها کمتر از۱۰٪اون عمل کرد و بقيه اون منفجر نشد!!!!!)ترومن بشدت تحت تاثير قرار ميگيره.اون دوران خدمتش رو در هنگ توپخانه گذرونده بود.باورش نميشدکه اين حرفا صحت داشته باشه.در هر صورت ابتدا” پس از کلی بحث به اين نتيجه رسيدن که:نبايد انرژی اتمی را منحصرا” از ديد نظامی نگاه کرد.ولی لجاجت ژاپنی ها کاری ميکنه که در نهايت ترومن مجبور بشه يادداشتی به دولت ژاپن بنويسه و طی اون مودبانه ولی محکم بخواد که مخاصمات ترک شده و ژاپن تسليم بشه.۲۸ ژوئيه درياسالار سوزوکی٬ نخست وزير ژاپن در برابر خبرنگاران ميگه:تهديد آمريکا چيزی جز رجز خوانی نيست وبايد اونو تحقير کرد.خبر به آمريکا ميرسه ودر نهايت آمريکايی ها تصميم خودشونو ميگيرن.

انفجار…………………

شب ۶ اوت ساعت ۱و۴۵ دقيقه و۲و۴۵ دقيقه دواسکادران هرکدوم شامل ۳ بمب افکن b-29 از جزيره گوام بلند ميشن و ۱۵ دقيقه بعددر ايووجيما که ۱ ساعت با سواحل ژاپن فاصله داره فرود ميان.سواحل ايووجيما از هفت قرت پيش تا حال مورد تجاوز قرار نگرفته بودند.در ميان اين ۶ بمب افکن٬ يک را به نام انولاگی نام گذاری کردند.در مخزن اين هواپيما تنها ۱ بمب به اسم ليتل بوی هست.

در ساعت ۸و۱۵ دقيقه ۶ اوت ۱۹۴۵ بالای منطقه صنعتی بندر عظيم هيروشيما٬ دستگيره کشيده ميشه .تنها چند لحظه بعد٬در ارتفاع۱۶۰۰پايی٬ جهنمی تمام عيار به پا ميشه.لحظه صفر انفجار دمايی بالاتر از ۵۰۰۰ درجه سانتی گرادوطوفان هسته ايی.تنها يک تراژدی انسانی.

فقط در لحظه صفر انفجار بين ۷۰ تا ۱۳۰ هزار نفر کشته ميشن

در توکيو روی ميز ژنرال کاوابه فرمانده ستادکل يک پيام تلگرافی رسيده که يک سطر داره:شهر هيروشيما با يک بمب منهدم شد.تنها با يک بمب.کاوابه بار نميکنه.میپرسه که :ارتش دوم ژاپن (در هيروشيما)چه به سرش اومده ؟ خبر ميرسه که در ساعت ۸ و ۱۵ دقيقه صبح دسته های بزرک نفرات در داخل محوطه مشغول ورزش صبحگاهی بودن و سه دقيقه بعد هيچی از اونا باقی نمونده بود.ژاپن در سکوت شيشه ای و بهت فرو ميره.ولی باز هم کم نمياره.پنج شنبه ۹ اوت در وسط مذاکرات شورای عالی جنگ که با حضور اعضای دولت و ژنرال ها تشکيل ميشد٬پيامی به جلسه آورده ميشه:ساعت ۱و ۱۱ دقيقه يک بمب ديگر٬شبيه بمب هيروشيما ٬ در بندر ناکازاکی منفجر شد.بندر افسانه ای و نيمه مقدس و دروازه صد ساله ژاپن ٬در کمتر از يک ثانيه از روی نقشه پاک شد.بمب دوم که اسمش فَت من بود٬از يک بمب افکن b-29 ديگه به اسمBockscar رها شده بود و در ارتفاع۱۸۰۰ پايی منفجر ميشه.قدرت تخريبی اون معادل ۲۰۰۰۰تن تی ان تی بود ودر۲ مايل مربع مرکز انفجار ۴۵۰۰۰ نفر رو در ثانيه صفر انفجاراز بين میبره.بمب دوم از نوع پلوتونيمی بود و قدرت خيلی بيشتری داشت.ديگه موضوع شوخی بردار نيست. تمامی اعضای شورای عالی جنگ به مشورت با امپراتور هيرو هيتو ميرن.امپراتور که روح جاودان ژاپن هست پيامی برای نخست وزير ميفرسته.قبول فوری اولتيماتوم و تسليم بلا شرط.در ستاد امپراطوری٬ وزير جنگ و رييس ستاد کل و فرمانده نيروی دريايی نمی پذيرند.همون شب جلسه ای با همه امرای ارتش ترتيب ميدن.وزير جنگ نطق جالب و غرايی ميکنه:ساعت افتخار برای ژاپن فرا رسيده.بايد گذاشت دشمن به سر زمين امپراطوری هجوم بياره آنگاه قدرت ژاپن آنان رو به ديار عدم بفرسته.همانطور که در سال ۱۲۸۱ باد مقدس کاميکازه٬ نيروهای قوبلای خان رو متوقف ونابود کرد.اما امپراطور تصميم خودش رو گرفته.دستور ميده يک دستگاه ضبط صوت بيارن(چون امپراطور در ملاعام ظاهر نميشه) وطی پيامی ميگه که مردم تسليم رو بپذيرن.اين تصميم بعدا در تاريخ ژاپن جاودانه ميشه.فرماندهان مخالف سعی در جلوگيری از پخش پيام ميکنند ولی نميشه و در نهايت نااميدی هاراگيری ميکنند.از فردای اون روز ژاپن مجددا به دنيا مياد.ژاپنی که بعد از قبول ذلت تسليم بلا قيد وشرط ،از وسط ويرانه های اتمی بيرون مياد و تا امروزه ژاپنی ميشه که ميبينيم

خوب. اينم داستان انفجار اتمی قرن بيستم.اميدوارم که خوشتون اومده باشه.شايد اين اولين نوشته در باره انفجار هسته ای باشه.بدم نمياد که نظرتون رو بدونم.اگه دوست داشتين برام بنويسد

محمد کريميان

————————————————————
سه‌شنبه، 4 اسفند، 1383

داشتم يک مقاله در ارتباط با اثرات انفجار هسته ای هيروشيما و ناکازاکی مينوشتم گفتم شايد بد نباشه شما هم يک خلاصه ای رو از اون بخونيد.البته اگه سبک و سياق نوشتنش رو نمی پسنديد همينجا معذرت ميخوام.بعضی از قسمت ها رو برای وبلاگم تهيه کرده بودم که اونجا نوشته هام حال و هوای خاصی داره و از سبک های مشخصی پيروی ميکنه

راستش قضيه ساخت بمب اتمی داستان طولانی داره.ساخت اون در ابتدا بر پایه روابط تئوريک بنا شد. به اين صورت که اگه هسته اتم اورانيوم۲۳۵ رو بتونيم با نوترونهای کم انرژی بمبارون کنيم ميتونيم ساختار اتمی رو خراب کنيم يا بهتر بگم بشکافيم.حاصل شکافت هم دو عنصر جديدو انرژی و دونوترون جديدهست.حالا اگه بتونيم انرژی اين نوترون های جديد رو کاهش بديم و دوباره با اون هسته های ديگر رو بشکافيم اونوقت يک واکنش زنجيره ای داريم که تو کسری از ثانيه ميتونه انرژی مهيبی رو فراهم کنه.اما اين فقط حرفه.تکنولوژی انجام کار خيلی بالاتراز اونه که ما ميگيم.تمامی محاسبات و طراحی هادر مقياس اتمی انجام ميشه.شواهد نشون ميده که برای اولين بار خانم ميتنر فيزيکدان اطريشی به تکنولژی شکافت پی برد منتها عمليات انشلوس جلوی مطرح شدن اونو گرفت.انشلوس طرح حمله به اطريش توسط نيروهای رايش سوم بود که پس از اجرا تابعيت اطريشی خانم ميتنر رو ميگرفت(تعصب جلوی واقعيت رو گرفت).خانم ميتنر به سبب يهودی بودن مجبور به فرار از آلمان نازی ميشه و قضيه شکافت مسکوت ميشه.تا اينجا رو داشته باشيد تا بريم اونور دنيا

روزولت برای بار سوم!!!! کانديدای رياست جمهوری آمريکاميشه و با شرط عدم ورود به جنگ حريف دموکرات خودشو شکست ميده.هدف روزولت ورود در جنگ با آلمان نازی به جهت کمک به اروپای زوار در رفته بود تا با اين وسيله بتونه برتری آمريکا رو اثبات کنه.اما اون قسم خورده بودو نبايد به جنگ وارد ميشد.اون نميتونه مستقيم و از جبهه اقيانوس آرام وارد بشه.اونجا بقولی اقيانوس آلمانی ها نام گرفته.زير دريايی ها ی آلمانی دارند بيداد ميکنندو هر برخوردی با اونا جرقه جنگ رو ميزنه.باز هم روشن بينی آمريکايی روزولت به کمکش مياد. شرق دور.سرزمين آفتاب تابان.ژاپن با حمله به هندو چين بهانه دست آمريکا ميده تا دارايی های ژاپن رو بلوکه کنه و از نقل و انتقال مواد سوختی به ژاپن از طريق دريا و اقيانوس آرام جلوگيری کنه.وضع طوری ميشه که تاکسی ها هم تو شهر ها از بی بنزينی از کار ميافتن.بازم حماقت و تعصب کار خودشو ميکنه.ژاپنی های متعصب پر خودشونو ميزنن به پر فرانکلين روزولت. کجا؟

پرل هاربر

پرل هاربورنزديک ترين پايگاه آمريکايی ها در اقيانوس آرام به ژاپنی ها بود.تا لحظه آخر قبل از حمله ژاپنی ها تمام سعی خودشون رو کردن تا تحريم آمريکايی ها رو بشکونن ولی نشد تا اينکه دستور حمله از ستاد فرماندهی ژاپنی ها صادر شد.طی دو نوبت حمله هوايی تمامی تجهيزات نظامی آمريکا توسط بمب افکن های ژاپنی از بين رفت.اين يک فاجعه در تاريخ نظامی ايالات متحده بود.اتفاقی که نبايد رخ ميداد٬رخ داد.رزولت تونست با اکثريت ناچيزی موافقت اعلان جنگ رو از سنا بگيره.همون روز آمريکا به ژاپن اعلان جنگ ميده و عملا سرنوشت جنگ مشخص ميشه.ميگن شارل دوگل بعد از شنيدن خبر حمله به پرل هاربور چند لحظه عميقا به فکر ميره (در ويلايی در حومه لندن)و بعد به همراهانش ميگه:حالا ديگه برنده قطعی ما هستيم.به هر حال آمريکا وارد يک جنگ فرسايشی با ژاپن ميشه.کاری که هيتلر بشدت از اون اجتناب کرده بود.از اون طرف ریپورت شکافت هسته ای به رزولت ميرسه(گفتن اين مسئله به رزولت هم داستان جالبی داره.هيچکی اعتباراونو نداشت که به روزولت اين خبر رو بده.تابالاخره نيلس بوهر ٬ انيشتین رو پيشنهاد ميکنه.اون هم طی نامه ای به روزولت ميگه که اين روابط رياضی و فيزيکی رو ميشه در عمل اجرا کرد)اونهم فوری دستپاچه ميشه و دستور ميده که به صورت کاملا مخفيانه پروژه منهتن رو اجرا کنند.تهيه و آزمايش اولين بمب اتمی.يک لابراتوار در لوس آلاموس با تيمی از زبده ترين دانشمندان هسته ایی مامور اين کار ميشه و بعد از مدتی آزمايش جواب ميده.تو اين مدت جاسوس ها خبر ميدن که نه در زراد خانه رايش و نه هيج جای ديگه هيچ اثری از سوخت يا سلاح هسته ايی نيست.دانشمندان دست بکار ميشن که روزولت رو از ساخت يا حداقل آزمايش بمب اتمی منصرف کنند.حرفشون کاملا منطقيه.ساخت اين سلاح ميتونه يک مسابقه تسليحاتی رو شروع کنه که ممکنه به نابودی نسل بشر منجر بشه٬ ولی روزولت دست بردار نيست.همه چی آماده ميشه و درست در زمان آزمايش بمب٬ روزولت ميميره!!!!!!!!!.علت مرگ:سکته و خونريزی رگ های مغزی.ژاپنی ها جشن ميگيرن.شيطانی که ژاپن رو به جنگ کشونده بود ازبين رفته!!!!!!!!!!!(ببينيد يک آدم فلج که تا آخر عمر به دليل بيماری مننژيت مجبور بود روی صندلی چرخدار بشينه با اين چشم بادومی ها چکار کرده بود)اما بازم کور خونده بودند.صد رحمت به روزولت.هاری ترومن اين حرفا سرش نميشه.باز روزولت يک توبميری سرش ميشد.اين يکی يک کابوی تموم عيار بود.دکترين ترومن رو بخونيد متوجه ميشيد چی ميگم.خلاصه بمب ها حاضر ميشن.نوبت اولتيماتوم هاست.اين دفعه هم عقل و احساس روبروی هم قرارگرفتن.چشم بادومی ها فکر کردند هنوز زمان قوبلای خان هستش و بادهای کاميکازه به کمک اين جزيره که در شرقی ترين نقطه عالم قرار داره ميان اما اين دفعه……………….

راستش از تایپ کردن خسته شدم.ادامه موضوع رو بعدا مينويسم
———————————————————
شنبه، 17 بهمن، 1383

سلام

راستش برای نوشتن و تهيه خبرنامه مطلب زياد بود ولی من ديديم اگه بخوام منتظر کسی بشم تا بچه های انجمن مطلب رو بفرستن و ما آپلودش کنيم کلی وقت ميگيره با خودم گفتم چراغ اول رو روشن کنم تا مطالب دوستان برسه.اين روزها خيلی صحبت از انرژی هسته ای ميشه و هر جا ميری داستان غنی سازی اورانيوم و اين حرفا ورد زبوناست.منم گفتم يک سری مطالب کاملا مختصر وجزيی درباره ساخت سلاح های هسته ايی بنويسم ببينم نظر دوستان چيه.اگه خواستند بقيه رو هم مينويسم

راستش تهيه اين محصول مقدمات خاص خود را ميطلبد.برای تهيه به بمب اتمی احتياج به اقلام زير داريم:

۱- Hight تکنولوژی در مورد راه اندازی سايت های اتمی

۲- تکنولوژی غنی سازی سوخت هسته ای(اورانيوم يا پلوتونيوم)

۳- متخصص طراحی و ساخت و توليد بمب اتمی

در موارد فوق بايد گفت که مورد اول مال از ما بهتران است.اين همه جنگ وجدل و برو وبيا پروتکل الحاقی و آژانس و NTP ووووو بر سر همين موضوع است. سال ها پيش در يک کنفرانسی در گوادلوپ سران کشور های صنعتی پيمانی تهيه کردند در خصوص عدم صدور تکنولوژی های اين چنينی به کشور های در حال توسعه. اگر هم کسی دنبال اين موضوع باشد (مثل ما )دچار سر درگمی شده و دست آخر دستش از پايش درازتر ميشود.اين روسيه هم دنبال نفعش هست وگرنه مطمئن باشيد از اين تافته حتی به غايت کف دست هم نصيبمان نخواهد شد

در مورد قسمت سوم هم بايد بگوييم که هستند کسانی که به اين امر پرداختند اما تعدادشان بسيار اندک است و غريبند.نمونه آن هم همين راقم سطور است.برای ساخت سلاح اتمی ابتدا بايد به حد کافی سوخت اتمی داشت.منظور از سوخت اتمی موادی هستند که در داخل راکتور يا بمب اتمی قرار ميگيرند و نقش سوخت را بازی ميکنند.اين مواد بر خلاف تصوری که ما از سوخت ها داريم مصرف نميشوند.در يک سيستم هسته ای سوختن به معنی اکسيده شدن نيست.در يک واکنش هسته ای که فرايند پايه برای سوختن مواد هسته ای يا انفجار هسته ای ميباشد يک ماده تحت شرايط خاص به دو ماده ديگر تبديل ميشود به عبارت ديگر ساختار اتمی يک ماده و ذرات بنيادی آن تغير شکل ميابد. اين تبديل از نوع بنيادين است و در آن ماده به طور کلی ساختار خود را عوض ميکند.همراه با اين فرايند انرژی فوق العاده زيادی آزاد ميشود که اين انرژی مبنای محاسبات در يک راکتور يا بمب ميباشد.در طبيعت به طور طبيعی فقط يک سوخت شکافت پذير وجود دارد.اورانيوم ۲۳۵ تنها سوخت شکافت پذيری است که در پوسته زمين وجود دارد و ميتوان آنرا استخراخ کرد.البته لازم به ذکر است که ميزان آن در طبيعت بسيار کم ميباشد.اورانيوم پس از استخراخ از زمين ترکيبی از دو ايزوتوپ U235 وU238 ميباشد که ميزان ۲۳۸ تقريبا بيشتر از ۹۹ درصد و ۲۳۵ کمتر از ۱ درصد ميباشد.با اين تفاصيل تکنولوژی غنی سازی اورانيوم فرايندی است که در آن ميزان عنصر اورانيوم ۲۳۵ را در واحد حجم ثابت اورانيوم به دست آمده از طبيعت٬ بالا ميبرند.البته ممکنست بگوييد که خوب اين که کاری ندارد.مثلا سالهاست مردم در شهريور ماه رب گوجه فرنگی درست ميکنند.گوجه را ميگيرند له کرده و آب آنرا گرفته و ميجوشانند و اين عمل را آنقدر ادامه ميدهند که ماحصل رب گوجه ميشود ٬خوب همانطور هم ميزان اورانيوم را حتی از طريق فرايند های متالورژی بالا ببرند ولی نه اينطور هم نيست.فراموش نکنيد که اورانيوم يک فلز سنگين از گروه اکتنيد ها است و از همه مهمتر اينکه راديو اکتيو و پرتو زاست و بودن در معرض آن باعث بروز بيماری های مختلف ميشود.به هر صورت تغليظ اورانيوم۲۳۵ اولين قدم در راه ساخت بمب اتمی ميباشد.البته بمب های کلاسيک با اورانيوم طبيعی ساخته ميشوند.بمب ها فانتزی و مرغوب از جنس پلوتونيوم ميباشند.(بمب ناکازاکی)توليد فلز اخير فقط از طريق راکتور ها امکان دارد.به عبارت بهتر عنصر پلوتونيوم فقط از طريقه زايش در راکتور های اتمی قابل حصول است و جالب است بدانيد سمی ترين عنصر روی زمين همين پلوتونيم ميباشد.غنی سازی آن هم مستقيما به دوره زمانی کار قلب راکتور کار دارد.هرچه قلب راکتور بيشتر کار کند ميزان پلوتونيوم توليد شده در آن بيشتر است.لازم است خاطر نشان کنم بعضی از راکتور ها(از جمله راکتور های آب سنگين کانادايی و هندی و پاکستانی)فقط برای توليد پلوتونيوم طراحی و ساخته ميشوند.گفتيم که اگر بتوانيم به نحوی ميزان جرم اورانيوم ۲۳۵ را در حجم نمونه مورد نظرمان بالا ببريم حاصل را اورانيوم غنی شده ميگويند.فرايند های متعددی برای اين کار وجود دارد که مقرون به صرفه ترين آنها عبور از ديواره متخلخل و سانتريفوژ است.خوب فرض بر اين که توانستيم سوخت اتمی تهيه کنيم٬ اما با آن چکار کنيم.در اين قسمت بحث تا حدودی رياضی و فيزيک با هم تداخل ميکنند.در ابتدای بحث بايد از شکافت هسته ای بگوييم هرگاه ما يک هسته شکافت پذير مانند اورانيوم داشته باشيم ٬اگر بتوانيم فرايندی انجام دهيم که توسط آن هسته های اتم برانگيخته شده و به سمت پايدار شدن تمايل نشان بدهند٬ (مواد راديو اکتيو ناپايدارند)ميتوانيم شکافت هسته ای را ببينيم.اين اتفاق در مورد اورانيوم ۲۳۵ وقتی رخ ميدهد که ذرات نوترون با انرژی ۰۲۵/۰ الکترون ولت (اصطلاحا نوترون گرمايی)به يک اتم اورانيوم برخورد کند. در چنين شرايطی هسته اتم به دو عنصر ديگر شکافته ميشود و همراه با آن ۲ نوترون و پرتو گاما آزاد ميشود.تا اينجا يک شکافت را بررسی کرديم که از برخورد ۱ نوترون با ۱ اتم ايجاد شده بود.اگر دقت کنيد پس از عمليات شکافت ۲ نوترون آزاد شده بود.اين نوترون ها دارای انرژی تقريبا ۳ مگا الکترون ولت ميباشند حال ما اگر بتوانيم به نحوی انرژی اين الکترون ها را کم کنيم و آن را به محدوده کمتر از ۱ الکترون ولت برسانيم ودر محيط اتم اورانيوم هم داشته باشيم دوباره عمل شکافت انجام ميشود و در نهايت اين سيکل بالا اگر درست اجرا شود ميتوانيم يا واکنش زنجيره ای داشته باشيم که توسط خودش ادامه ميابد.اگر تا اينجای بحث را متوجه شده باشيد بقيه موضوع حل شده.در يک بمب اتمی اين واکنش ها در کسری از ثانيه و به ميزان بسسسسسسسسسيار بالا انجام ميگيرد(در نظر بگيريد در هر مول از ماده۱۰۲۳ *۰۲/۶ ذره وجود دارد و واکنشها برای هر مول به اين تعداد انجام ميشود)خوب .يک انرژی با مقدار عددی نجومی در کسری از ثانيه آزاد ميشود.آنوقت ببببببببببببببببببببببببببمممممممممممممبببببببببببببببببببببببببببببببب

هم ساده و هم جالب.در کسری از ثانيه دمايی نزديک به ۵ هزار درجه سانيگراد آزاد ميشه.طوفان هسته ای مياد چند ساعت بعدش هم زمستان اتمی.ديگه چی ميشه.۱۰/۹ مردم همن ثانيه اول بخار ميشن.از ۱۰/۱ باقی مونده ۸۰ درصدشون تا سه روز بعد ميميرن ميمونه ۲۰ درصد که تا عمر دارن بايد ناقص باشن و نوه نتيجه ناقص الخلقه دنيا بيارن.حتی خاک اون سرزمين هم تا سالها آلودگی داره و بايد عوض بشه.

نظرتون چيه؟ اگه خوشتون اومد بگين بقيه اون رو براتون تعريف ميکنم

محمد کريميان