چهارشنبه, مرداد 02, 1398
     


درباره ی آهار
تاریخ: 1389/11/25 نظرات: 0 نظر نمایش: 3203 مرتبه تعداد امتیاز: 98   (Article Rating)
گزیده ای از سخنرانی خانم دکتر نظرآهاری

گزیده ای از سخنرانی خانم دکتر نظرآهاری

 

در ابتدا خانم دکتر نظرآهاری در رابطه با مکان برگزاری جلسه و قدمت این بنا سخنان زیر را بیان نمودند.
 
فرهنگسرای اشراق (طبیعت)
 
 از قدیمی ترین باغ های تهران و متعلق به شخصی به نام ارباب مهدی ( از اربابان بیش از صد سال پیش تهران ) بوده ، و قدمت این بنا به دوره ی پهلوی اول بر می گردد که در سال 1348 شهرداری وقت بنا را خریداری نموده است. این بنا گونه های خاصی از گیاهان را دارا می باشد که برخی از این گونه های گیاهی بسیار نادر است. در حال حاضر آقای حامد سلیمانی مدیر فرهنگسرا می باشند که به دلیل علاقه ی ایشان به طبیعت و آثار باستانی ، و زحماتشان در زمینه حفظ این بنا ، در طی چند ماه گذشته فعالیت های بسیاری جهت بازسازی و توسعه این باغ  و بناهای داخلی آن صورت گرفته است و در حدود یک میلیارد تومان جهت بازسازی این بنا هزینه گردیده است.
همچنین این فرهنگسرا مکان برگزار چندین جشنواره بوده که از آن جمله می توان به جشنواره انار که سال گذشته در این مکان برگزار گردید اشاره کرد و قابل ذکر است که به همت شرکت کنندگان در جشنواره و مسئولین محترم در طی این جشنواره روزانه 40 تن انار در این مکان به فروش رسید.
 
 
 
 
و سپس سخنرانی ایشان در اتباط با آموزه های ادبیات وتعامل با طبیعت به صورت زیر ادامه یافت
 
در مورد انسان چهار نوع رابطه  تعریف می شود
 
1.      انسان با خود
2.     انسان با خدا
3.      انسان با دیگران
4.      انسان با طبیعت
که هرگاه انسان یاد بگیرد چگونه خودش را دوست داشته باشد در مرحله بعدی می تواند دیگری را دوست داشته باشد و آن دیگری می تواند طبیعت نیز باشد . نام آن دیگری می تواند درخت ، کوه یا پرنده باشد .
پس کسی که به خودش بمب می بندد تا دیگران را نابود کند با کسی که رودخانه را کثیف می کند و یا با کسی که روباهی را که راهش را گم کرده می کشد فرقی ندارد و در واقع او نیز اگر فرصت پیدا کند کار نفر اول را انجام می دهد یعنی خشونت ماهیت یکسانی دارد فقط اشکالش متفاوت است. اگر شما حس مراقبت از طبیعت را در کسی تقویت کنید در واقع کمک می کنید که ارتباط فرد با خودش و با مردم و در نهایت با خدا بهتر شود. و این تفکر چه تفکر بودایی و چه ابراهیمی و یا اسلامی باشد فرقی نمی کند مهم این است که ارتباط فرد با کسی که فکر می کند پروردگار هستی است بهتر شود. اگر که ما انسان های باورمندی باشیم و حداقل یکی از ادیان ابراهیمی را قبول داشته باشیم پس به آیات قرآن اعتقاد داریم و دیده ایم که بارها و بارها خداوند بیان کرده که درختان و اجزای عالم تسبیح می گویند.
و همچنین در نهج البلاغه در خطبه 133 امام علی (ع)  می فرماید : درختان شاداب و سرسبز صبحگاهان و شامگاهان در برابر خدا سجده می کنند و از شاخه های درختان نور سرخ رنگی شعله ور شده و به فرمان او میوه های رسیده را به انسان تقدیم می کنند.
این تفکر که این میوه به فرمان خداوند تقدیم می شود چه احساسی را به مخاطب می دهد تا این که ما فکر می کنیم در یک جهان مصرفی زندگی می کنیم ، اینجا انبار ماست و درختان باید برای ما میوه بیاورند پس ما نیز به راحتی درختان را می شکنیم و امام علی (ع) در خطبه 185 از مورچه و زندگی آن سخن می گوید. به نظر شما آیا امام مسلمین بی مشغله بوده اند که از مورچه و یا در خطبه ای دیگر از ملخ صحبت می کنند !! پس می توان نتیجه گرفت که این مسئله از چه اهمیتی برخوردار است که حتی سوره هایی به نام مورچه و زنبور وجود دارد و این که خدا بارها قسم می خورد به زیتون و انجیر. این ها نکاتی است که من فکر می کنم در یک جامعه سنتی می توانیم برملا کنیم.
اصلا نیازی نیست درباره لایه اوزون صحبت کنیم بلکه ما می گوییم شما بر مبنای باورهای دینی تان عمل کنید. آیا این آیات وجود دارد یا نه ؟ که خدا قسم می خورد به اسب های درنده ای که نفس نفس می زند آیا این موضوعات ، موضوعاتی کم اهمیت است در حالی که می دانیم در قصص انبیا حیوانات نقش اساسی دارند و یا داستان سلیمان و ارتباطش با حیوانات و این که صدای مورچه را می شنود که به مورچه های دیگر می گوید : " وای سلیمان با سپاهش پا روی ما می گذارند " و حضرت سلیمان می شنوند این یعنی این که سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش . پس می توان فهمید چرا او سلیمان می شود چون او صدای مورچه ها را می شنود ما سلیمان نیستیم چون صدای مورچه ها را نمی شنویم چون او زبان پرندگان را می داند و این ارتباط زیبا او را پیامبر می کند.
یا داستان موسی که با مارها و افعی ارتباط دارد و عصایی که افعی می شود و می تواند نقش روشنگری داشته باشد و یا سگ اصحاب کهف . این حرفها چه پیامی برای ما دارد؟!  ما فکر نمی کنیم که آموزه های ادبی ، دینی ، اسطوره ای ما چه می خواهد به ما بگوید. و در واقع ما باید از طریق آموزه هایمان طبیعت را نجات دهیم . ما می توانیم کنار میادین تابلو بزنیم ( روی چمن راه نروید ) اما می توانیم وارد قسمتی دیگری شویم که کسی مثل سهراب سپهری وارد می شود
یادمان باشد
کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد
یادمان باشد سبزه ای را بکنیم خواهد مرد
 سبزه ای را بکنیم خواد مرد فرق دارد با وارد چمن نشوید در این حالت باید یک نگهبان هم قرار دهیم که کسی وارد چمن نشود.
در واقع شنوا و بینا نبودن ما دلیلش به خاطر خود ماست که نمی خواهیم ببینیم و یا بشنویم و خودمان جامد هستیم . تبلیغی که دین و عرفان به ما می کند عاشقانه دیدن هستی است در واقع باید وارد یک بده بستان با طبیعت شویم.
  
ما باید این نگاه را در درجه اول در خودمان تقویت کنیم و بعد در دیگری منعکس نماییم .
 
 
با تشکر از خانم الهام علیرمضانی جهت ارسال متن سخنرانی خانم دکتر نظرآهاری

 

کد: 49
گروه: ادبي و فرهنگي
نویسنده خبر:
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:
تنها کاربران ثبت نام شده مجاز به ارسال نظر می باشند.
تبليغات
حريم كاربران  |  شرایط استفاده
كليه حقوق براي انجمن علمي فرهنگي آهار محفوظ است 1389