پنجشنبه, اسفند 04, 1390
بنر
کمينه


 

  
گروه بندي مقاله ها
کمينه
  
توضيحات
کمينه

از اين پس مطالبي كه بيشتر جنبه سرگرمي دارند و از سايت هاي ديگر كپي شده اند و تاليفي نمي باشند در صفحه مطالب سرگرمي قرار مي گيرند براي ديدن اين صفحه موس را بر روي منوي مقاله ها ببريد

  
articles
کمينه
تاریخ: 1390/01/23 نظرات: 6 نظر نمایش: 912 مرتبه تعداد امتیاز: 5   (Article Rating)
نان آهار

پیشترها زندگی پیچیدگی های کمتری داشت و مسائل خیلی ساده تر حل می شدند .خانواده ها هم بر اساس داشته هايشان زندگی می کردند ودر یک منطقه مشخص تقریبا همه در یک سطح از زندگی قرار داشتند و مردم برای گذران زندگی،بیشتر کارهایشان را خودشان انجام می دادند. اکثر آنچه نیاز داشتند را به صورت دستی وبا اتکا بر توانایی های خود تولید وسپس مصرف میکردند ومسلماٌ همه سعیشان بر این بود که آن کار را به نحو احسن وبا بالاترین کیفیت انجام دهند چون مصرف کننده اصلی آن محصولات خود و خانواده هایشان بودند، به علاوه اینکه مواد اولیه مورد نیازشان اغلب از کیفیت خوبی برخوردار بوده است.

با نگاه به آنچه امروزه دراطراف ما می گذرد مطالب فوق نمود بهتری برای ما خواهند داشت.حتماٌ بارها از بزرگترهایمان شنیده ایم که موادغذایی که مصرف می کنیم درگذشته کیفیت های خیلی بالاترچه ازلحاظ مزه وچه ازلحاظ ارزش غذایی داشته اند در اکثر موارد شرایط به همین شکل بوده است.در زمینه پوشاک،ساخت وساز،صنعت وغیره.
تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده است ولی در بسیاری از موارد کیفیت را به صورت قابل قبولی با خود همگام نکرده است.تنوع درشکل واندازه وبسته بندی بسیاراست ولی دلچسب نیستند، البته همه اینها دلایل خاص خود را دارند که در اینجا دغدغه بیان آنها  را ندارم وفقط میخواهم در مورد چیزی که هر روز با آن سروکار داریم وظاهراً زندگی بدون آن بسیار سخت خواهد بود چند خطی بنویسم                                                                                                                   چندی پیش با خانواده تصمیم گرفتیم پس از سالها به روش سنتی وبه عبارت بهتر محلی نان بپزیم .پس از تهیه مواد اولیه آن نظیر آرد ومایه خمیر                                     وآماده کردن تنوری که چندین سال بدون استفاده مانده بود و برخی ظروف مورد نیاز برای این کار، اقدام به پختن نان کردیم.
فضای بسیارزیبا ودل انگیزی ایجاد شده بود صدای تاپ تاپی که ناشی ازآماده کردن و گذاشتن خمیربر پشت تشت(لوئک) ایجاد می شد بوی نان تازه به همراه دودی که از بالای مطبخ دیده می شد مرا برد به خاطرات دوران کودکی که در کوچه پس کوچه های آهار وشنیدن صدای تاپ تاپ واقعی خمیر کردن نان در ذهن داشتم.دوستان می دانند که نان تازه آهار چه اندازه لذیذ وخوشمزه است مخصوصاً اگر همراه آن پنیر محلی آهار هم باشد یا به فصل آلبالو مربای تازه آن ویا کره وعسل آهار.
نا گفته نماند کار بسیار پر زحمتی است وهمانطور که می دانید این کار در گذشته غالبا ًبر عهده خانمها بوده است و آقایان فقط بخش تدارکات را انجام می دادند مثل تهیه هیزم وآرد وخانمها این کاررا با حوصله و دقت خاصی انجام می دادند تا نانی  خوب ویک دست برای خانواده تهیه کنند وبرای کودکان نانی در خور قد وقواره شان بپزند(توتک).      
همچنین نانهایی متفاوت از ترکیب خمیر با گیاهان معطر ودارویی نظیر گزنه و یا نان برشته شده ویا شیرمال وغیره.
کاری که امروزه برای انجام آن باید از ماشین آلات مخصوص استفاده کرد وتازه مشخص نیست از هر چند تا نانوایی،چند تایشان نانی قابل خوردن تولید می کنند وخیلی وقتها می بینید که چه امکانات وهزینه هایی دارند واقعاً به هدر می روند.
 البته قصد نادیده گرفتن زحمات نانواهای محترم(باتوجه به مشکلاتی که برای تولید دارند) را ندارم ولی انصافاً خوردن نان خوب بدون دردسر نیست ولی به زحمتش می ارزد خلاصه جایتان بسیار خالی بود.در حین پختن نان بنا به فضای ایجاد شده صحبت از اصطلاحات ونامهایی شد که در زمینه پخت  نان وجود داشتند.نامهایی که اکنون غالباً برای ما بیگانه اند.آری برآن شدیم که تعدادی از آنها را که مادر بزرگ خوبمان سرکار خانم نظرآهاری وپدر و مادرمان در ذهن داشتند را با معانی آنها خدمت دوستان ارایه دهیم.باشد که از این راه توانسته باشیم گوشه ای از فرهنگ فولکلورمان که تقریباً رو به فراموشی رفته اند را یادآوری کرده باشیم.البته باید بگویم برای آنکه اطلاعات اشتباه نداده باشیم معنی کلمه ها را با کلمات کتاب قصران مرحوم دکتر حسین کریمان تطبیق داده ایم.چنانچه دوستان کلمات دیگری را هم  می دانند خوشحال می شویم به این فهرست اضافه کنند.                                        
در آخر از آقای جعفرنادی تشکر می کنم که در تهیه کلمات و معانی آنها کمک کردند.
آتش گیرک :وسیله ای آهنی با دسته ای چوبی که جهت خارج کردن آتش اضافی از آن استفاده می شده است تا نانها نسوزند.
اَویگ : آردی که در ظرفی می ریختند وآن را روی بن ها می ریختند.
اَنبُرَک : وسیله ای برای بر داشتن نان از داخل تنور.
بال اوستیَک : پارچه ای نسبتاً ضخیم شبیه آستین که برای جلوگیری از سوختن مچ وساعد می دوختند.
بُن : خمیر گرد شده (چانه)آماده برای پهن کردن وقرار دادن در تنور.
بوزمو : موی(پشم) بزکه ازترکیب آن با گل رس تنور را می ساختند.
بُن لَپا کُردَن : پهن کردن چانه ها  .
پاتنین:سینی چوبی که برای جابجایی بن ها و نان های پخته شده استفاده می شده است.  
پَرجِـن : الک ریزدانه ای که با آن ناخالصی ودانه های درشت آرد را می گرفتند.
توتک :  نان کوچک برای بچه ها   
سیخ کلا : تکه میله فلزی برای جابجا کردن ذغال ها ونانها داخل تنور.
شِپر : چوب های خشک ونازک برای روشن کردن اولیه تنور.
کالويک : خمیری که به تنور نمی چسبید وبه کف تنور می افتاد. 
کالونک : نانی که در آن گیاه گزنه وجود داشته باشد.    
کِلا  : تنور
کلا رو گرد بیوتن : آتش داخل تنور را به طور یکنواخت به همه جای آن رساندن
کُلوَر : سوراخی که هوا(اکسیژن)را از فضای بیرون به کف تنور می رساند
لوئک : لگن بزرگ چوبی که آرد را در آن خمیر می کردند واز پشت آن برای پهن کردن بن ها استفاده می کردند.
هستُن : وسیله ای آهنی برای تراشیدن خمیر از بدنه تنور .
 
برخی از ضرب المثلهای مرتبط با نان هم عبارتند از:
نان بازوی خود خوردن
نان به نرخ روز خوردن
نان گندم خوردن روده پولادی می خواهد.
نان کسی را بریدن.
نان رساندن.
نان آجر کردن.
نان به هم قرض دادن.
نان دو پشت(کنایه به شخص دو رو).
ودر پایان ضرب المثلی آهاری با معنی بسیار عمیق!
خالَه نُنتُ کُجَ دَموِندی!؟
 

با تشکر از آقای منوچهر نورعلی

کد: 74
گروه: ادبي و فرهنگي
نویسنده خبر:
امتیاز بندی

نظرات
1) با سلام

با تشکر و عرض احترام به همه عزیزانی که برای بهبود عملکرد انجمن زحمت می کشند بخصوص دوستانی که مطلب و مقاله درج می کنند.

از مطلب فوق جدا لذت بردم ، به عقیده بنده این مطلب یکی از کاربردی ترین و مناسب ترین مطالب درج شده در سایت تا به حال از نظر تناسب و ارتباط با تعریف و شرح وظایف انجمن علمی فرهنگی آهار است که اساسا این انجمن بر آن اساس شکل گرفت، یعنی توجه به مقوله فرهنگ ، آداب و سنن پسندیده آهار و سعی در احیا ، زنده نگه داشتن و بهبود آنها.
ضمن متن به خوبی هم پردازش شده است.

با سپاس فراوان
ارسال توسط محمدرضا کریمان در تاریخ 1390/01/23

2) به واقع مطلب بسيار عالي و مناسبي بود حالا به اين مي تونيم بگوييم مقاله! آقا منوچهر دستت درد نكنه
ارسال توسط مديريت سایت در تاریخ 1390/01/24

3) با تشکر بسیار از منوچهر عزیز برای مقاله زیبا و خاطره انگیزش.دو نکته در مورد نان اهار به خاطر دارم که فکر میکنم بیان ان خالی از لطف نیست یکی اینکه همسایه ها به هم نان قرض میدادند به این شکل که معمولا هر خانه ای هفته یک بار اقدام به پختن نان میکرد و اگر به دلیلی (مثل میهمانی دادن یا کارگر گرفتن)نانشان زودتر تمام میشد فوری فرزند خود را به خانه یکی از همسایه ها میفرستادند و به تعداد مورد نیاز نان قرض میکردندو بعدا که خودشان نان پختند انرا پس میدادندواین رسم خیلی متداول بود.نکته دوم اینکه قدیم که حمام اهار خزینه داشت و اب انرا با هیزم گرم میکردند هرکس که به حمام میرفت به جای پرداخت پول به حمامی برای بچه یک نان و برای ادم بزرگ دو عدد نان به حمامی میدادند.در مورد تنور هم که به ان کِلا میگویند بعد از پختن نان برای اینکه از اتش باقیمانده در کِلا حد اکثر استفاده را بکنند یک نوع اش که به ان کِلایی میگویند و از گندم و گوشت وسیرابی و شیردان و ادویه جات تشکیل شده است رادرون کلا میپختند که فوق العاده خوش مزه میشد
ارسال توسط جعفر نادي در تاریخ 1390/01/24

4) یادش به خیر چه روز خوبی بود!
ارسال توسط nasrin ramezani در تاریخ 1390/01/24

5) سلام،با سپاس فراوان از آقای نورعلی که باعث شد یاد دوران کودکیم بیافتم!یاد توتک خوردن با ماست تازه گوسفندی آهار!
یادم اومد اونوقتا دختر خاله بابام(حاجیه خانم میرمحمدحسینی)اکثر وقتا نون میپخت،خونشون سر راه خونه ماست(بعدازقصابی سمت چپ)ایشون در اینکار اینقدر متبحر بود که من یادمه خیلی وقتا از خونه های دیگه میاومدن اونجا تا نون بپزن!هیزمشونو خودشون میاوردن وآردو زیر نظر ایشون خمیر میکردن تا (ور)بیاد بعد مشغول پخت میشدن.
عطر نون توی اون کوچه هنوز (هر وقت که رد میشم)به مشامم میرسه و هنوز صدای تاپ تاپشو میشنوم!(آخ که الآن نمیدونی چه حالی پیدا کردم!)
خلاصه من هر وقت از اونجا رد میشدم واون بو و اون صدا رو میشنیدم میرفتم پیشش(چون نون بستنو دوست داشتم)آخرای کار که میشد(جای همتون خالی)یه دونه توتک برای من میبست!(که هنوز مزه اونم زیر زبونمه)!
خداوند ایشالا به ایشون وبه مادربزرگ شما وبه همه بزرگترای آهار طول عمر با عزت بده وسایشونو روی سر ما نگه داره !
در اخر باز از شما به خاطر مطلب بسیار زیباتون تشکر میکنم و امیدوارم که این رسم و رسوماتی که برای حفط و نگهداریشون هزینه خاصی هم لازم نیست در آهار ما ازبین نره و گرد فراموشی روشونو نگیره!
***خاله منکه اینج دبستم،باقی رو نندونم*** سپاس
ارسال توسط همه کاربران در تاریخ 1390/01/29

6) تعدادی دیگر از اصطلاحاتی که در این رابطه مورد استفاده قرار میگرفت به شرح زیر میباشد:
او دست:ابی که در کاسه ای مسین میریختند و دستشان را با ان هنگام لَپ کردن بن ها خیس میکردند
وَر امن خمیر :اماده شدن خمیر پس از مایه زدن
اَوزا:اردی که با مایه ترش میکردند و به جای مایا خمیر استفاده میکردند
کُماجدون:نوعی دیگ بی لبه که روی اتش میگذاشتند و توی ان نانهایی با روغن و شیر و تخم مرغ درست میکردند.
کماج:نوعی نان کلفت بود که در کماجدان درست میشد
ساج :تابه اهنی که روی ان نان میپختند.
ارسال توسط جعفر نادي در تاریخ 1390/02/27

ارسال نظر:
تنها کاربران ثبت نام شده مجاز به ارسال نظر می باشند.
  
تبليغات
کمينه
  
حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
كليه حقوق براي انجمن علمي فرهنگي آهار محفوظ است 1389