چهارشنبه, مرداد 02, 1398
     


اخبار شورا
تاریخ: 1393/01/02 نظرات: 0 نظر نمایش: 9089 مرتبه تعداد امتیاز: 2   (Article Rating)
اهار را دریابیم

تا گذشته ای نه چندان دور و زمانی که ما به مدرسه می رفتیم عبارت حفاظت از محیط زیست حتی به گوشمان هم نخورده بود در آن دوره کسی نگران طبیعت و محیط زیست نبود . فکر می کردیم آزادیم هر طور که بخواهیم وبتوانیم از طبیعت بهره برداری کنیم . مصرف بیشتر از طبیعت یعنی رفاه بیشتر ، بحث سهم آیندگان از طبیعت برای بسیاری از ما بی معنا بود .

اکنون روزگار دیگری است . هر چند بسیار دیر ، اما به هر حال دریافته ایم که استفاده از طبیعت حدی دارد و اگر به تعادل دیر پای آن زیان برسانیم با آلودگی محیط زیست و کمبود منابع رویرو خواهیم شد .

نگرانی از شتاب فزاینده تخریب زیستگاه های طبیعی انسانها و سایر موجودات زنده امروز به یکی از نگرانی های اصلی بشریت تبدیل شده است .

گرم شدن کره زمین در اثر افزایش بی رویه گازهای گلخانه ای و تولید مونو اکسید کربن ، تخریب لایه ازون ، بارش باران های اسیدی ، ذوب شدن یخ های قطب که می تواند موجب غرق شدن بسیاری از شهرها گردد . اشتهای سیری نا پذیر افراد سود جو و مسابقه بی پایان در مالکیت و بهره وری از منابع طبیعی و حس سود جویی و فزون طبیعی سرمایه داران تهدیدی روز افزون برای منابع طبیعی و حقوق انسانها محسوب می گردد و آیندۀ زندگی انسانها و زندگی نسلهای آینده را در پرده ای از ابهام قرار داده است .

این یک دغدعۀ جهانی است و به همین دلیل از پنجاه سال قبل تاکنون بیش از 180 کنفرانس و گرد همایی توسط مجامع بین المللی و انسانهای دلسوز بشریت برگزار گردیده است که مهم ترین آن کنفرانس سال 1972 میلادی دراستکهلم توسط سازمان ملل متحد با حضور سران 140 کشور و ده هزار کار شناس و دوستدار محیط زیست و نه هزار خبر نگار از سراسر جهان می باشد . که طی اصول 26 گانه خود قواعدی را برای حفاظت از محیط زیست مطرح کرد . پس از آن باید از کنفرانس ریودوژانیرو نام برد که با شعار (تنها یک کره زمین داریم ) برگزار گردید . علت تشکیل جنبش ها و کنفرانس هایی از این نوع وقوع حوادث دردناکی مثل واقعه نوپال هند در سال 1984 میلادی است که بر اثر نشت گاز به مرگ دو هزار نفر و آسیب دیدگی و کوری دویست هزار نفر انجامید . وفجیعترین ضایعه زیست محیطی تاریخ نامیده شدونیز وقوع حادثه اتمی چرنوبیل اوکراین که در سال 1986 میلادی به مرگ 300 نفر و ضایعات و آسیب دیدگی برای صدها هزار نفر گردید . کشور ما ایران و به تبع آن روستای ما آهار نیز از آسیب این روند ویرانگر مصون نمانده است . در حالی که فرهنگ مردم ایران که یکی از تمدن های کهن بشریت محسوب می گردد و به حق باید آن را دوستدارترین فرهنگ طبیعت گرای انسانها دانست در متن خود سرشار از داستانها ، اشعار منظوم وحکایت های منثور از دوستی انسان و طبیعت می باشد . ایرانیان از هزاران سال پیش به ارزش رابطۀ انسان و طبیعت و محیط زیست خود پی برده و آن را در فرهنگ و سنت های خود به صور مختلف مورد تاکید و تمجید قرار داده اند . عید نوروز که همگام با زایش و نوشدن طبیعت است و سیزده بدر دو نمونه از احترام و عشق مردم ایران به طبیعت می باشد . آثار فرهنگی منظوم و منثور ایرانیان مخصوصاً در آثار شاعرانی نظیر فردوسی ، حافظ ، مولانا ، سعدی ، عطار ، نظامی ، رودکی و...و شاعران معاصر مثل نیما ، سپهری ، فروغ فرخزاد ، هوشنگ ابتهاج ، فریدون مشیری ، شفیعی کد کنی و... سرشار از نمادها و تمثیل های طبیعت مثل آب ، باران ، درخت ، بستان ، گل ، چشمه ، نسیم ، بلبل و... می باشد از جمله :

این درختان همچون خاکیان                            دست ها بر کرده اند از خاکدان

این بهار نو زبعد برگریز                             هست برهان وجود رستخیز                     مولانا

دلانزد کس بنشین که او ازدل خبردارد               به زیرآن درختی روکه اوگلهای تردارد      مولانا

 سروچمان من چرا میل چمن نمی کند               همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند          حافظ

تنگ چشمان نظر به میوه کنند                        ما تماشاکنان بستانیم                           سعدی                                                                      

دستهایم را در باغچه می کارم                      سبز خواهم شد می دانم می دانم            فروغ فرخزاد

آب را گل نکنیم                                     درفرو دست انگار کفتری میخورد آب           سپهری

به کجا چنین شتابان                                  گون از نسیم پرسید                         شفیعی کدکنی

همچنین کلمه پردیس که از زبان فارسی باستان به سایر زبانهای دنیا راه یافته است .( در انگلیسی به پارادایس PARADIS   و در عربی به فردیس و فردوس تغییر یافته است ). به معنی باغهای بزرگ چند منظوره است که پادشاهان هخامنشی و اشکانی در مکانهای مورد اقامت خود احداث می کردند .

در روستای زیبا و با صفایمان آهار نیز تا گذشته ای نه چندان دور (40-30 سال قبل ) ذره ای زباله در روستا دیده نمی شد . رودخانه ها وجوی ها زلال وشفاف بود و آب آن در همه جا قابل آشامیدن بود . هر روز زنان روستا صبح زود کوچه ها را آب و جارو می گردند و کوچه ها سرشار از عطر نان روستایی و علوفه ای بود که مردم جهت گوسفندان خود روی پشت بامها انبار می کردند و به آن کوباه می گفتند . در کوچه پس کوچه های ده پیر زنانی چار قد زده بودند که  مهربانی را تقسیم می کردند و همۀ بچه ها را عین بچه خودشان می دانستند و همۀ خانه ها را خانه خودشان . پیر مردها و بزرگترها از احترام خاصی برخوردار یودند و کلا مشان بر قلب ها می نشست . درب همۀ خانه ها باز بود و محبت حلقه زنجیری بود که همۀ خانه ها را به هم متصل می کرد مردم حتی تا چند پشت بر گشته با هم عین فامیل نزدیک بودند ویکدیگر را عمو ، دایی ، خاله و عمه خطاب می کردند . اصطلاح عروس دایی و عروس خاله ، دوما قنبر و دوما قاسم و.... که به فامیل های دورتر گفته می شود هنوز هم از زبان قدیمی ها و کهن سالان روستا شنیده می شود .

در هیچ خانه ای اصلاً زباله تولید نمی شد و مردم به پاکیزگی ده به اندازه تمیزی خانه شان اهمیت می دادند . اگر جلوی خانه ای آب و جارو نمی شد زن خانه مورد انواع متلک و ملامت قرار می گرفت . مدیریت کل روستا با کدخدا بود که توسط مردم انتخاب می شد . کدخدا علاوه بر توان مدیریت می باید مورد اعتماد اهالی باشد . مردم برای ساختن خانه مجبور نبودند مبلغی به کدخدا پرداخت کنند حتی در ساختن خانه اهالی به صورت رایگان به یکدیگر کمک می کردند و در مرحله آخر ساخت خانه که زدن سقف بود و به آن سیابون (سیاه بوم یا سیاه بام ) می گفتند همۀ فامیل و هم محلی ها جمع می شوند وطی مراسمی با صرف ناهار یک روزه سقف خانه را اصطلاحاً سیاه می کردند یعنی سقف کامل زده می شد و کار آن به اتمام می رسید . اداره روستا نیز تابع قوانین وسنت هایی بود که نسل به نسل به ارث رسیده بود . مراتع و چراگاها قوانین خود را داشتند و به بهترین نحو محافظت می شد خبری از تخریب مراتع و نابودی آنها نبود .

اما با پیشرفت علم و دانش در جهان و ماشینی شدن زندگی و افزایش قیمت نفت در اوایل دهۀ پنجاه زندگی مردم به کلی تغییر یافت . سیستم کدخدایی ور افتاد و شوراها جایگزین آن گردید . با آمدن شورا سیستم کهن و چند صد ساله روستا دگرگون گردید . بدون آنکه برای آن جایگزین مشخصی تعریف شود . ورود مواد پلاستیک به زندگی مردم اولین مرحله تولید زباله بود و مشتقات نفت به شکل کیسه ، گونی ، لوازم خانگی ، مشما ، لباس ، کفش و ...وارد زندگی مردم وبالطبع تولید زباله گردید .

گسترش روز افزون جمعیت وایجاد جاده ماشین رو و شهری – آهاری شدن بخشی از مردم ، ایجاد خط شرکت واحد وتسهیل رفت و آمد اهالی به تهران گرایش تعدادی از جوانان روستا به مشاغل شهری مخصوصاً تراشکاری باعث تغییرات زیادی در زندگی مردم گردید .بسیاری از مشاغل کهن از بین رفت و فرصت های اقتصادی جدیدی جایگزین آن گردید . مزارع گندم و جو بکلی برچیده شد دیگر از یونچه و اسپرس خبری نبود و کشت سیب زمینی وهویج ونخود ولوبیا وعدس متوقف گردید .و به جای همۀ آنها درختان میوه کاشته شد .سخت کوشی اهالی و زحمت کش بدون مردم که خصیصه ذاتی مردم روستا در طی صدها سال مبارزه آنها با طبیعت سخت و کوهستانی آهاربود به خوبی نتیجه داد و آهار به فعالترین و بزرگترین روستای رودبار قصران در زمینۀ تولید انواع میوه از قبیل سیب ، گلابی ، گردو ، آلبالو و گیلاس تبدیل گردید .همین روحیه سخت کوشی در زمینۀ تراشکاری هم به بار نشست و جوانان روستا به پیشرفتهای درخشان وغرور انگیزی نایل آمدند .

اما این ترقی و پیشرفت ها کم کم آن روی خودش را هم نشان داد . افزایش جمعیت ، بهبود وضع اقتصادی مردم ، گسترش توریسم و  گردشگری در آهار و افزایش وحشتناک تولید زباله و ظروف یک بار مصرف ، روستای زیبا قدیمی و با صفایمان را در خطر له شدن زیر فشار خرد کنندۀ ما انسانها قرار داد . تخریب بی ضابطه باغات اطراف بافت روستا جهت خانه سازی مخصوصاً مناطق بخ گرج ، قاس قالا ، سویه کن ، سرعلم، گرچک، قاسم دره ، کلدارکن و بُورون موجودیت باغها و درختان و حیات طبیعی این مناطق را در معرض خطر قرار  داده است واگر به همین منوال پیش برود طی ده تا بیست سال آینده اثری از آنها باقی نخواهد ماند که اولین تاثیر آن گرمتر شدن محیط  روستا و استفاده از کولروپکیچ در تابستان برای خنک کردن منازل خواهد بود . در ابن رابطه پیشنهاد می دهم مسئولین روستا ، دهیاری وشورا حداکثر 30./.هر باغ را جهت ساخت خانه مجوز بدهند . از معضلات دیگر روستایمان جمع آوری نا مناسب زباله و فقدان مدیریت ونظارت کافی بر کارگران و کمبود پرسنل مربوط می باشد به طوری که در پس کوچه های آهار که ماشین مکانیزه امکان ورود ندارد گاهی تا 3 – 4 روز زباله ها تلمبارمی شود و منظره زشتی ایجاد می کند .

همچنین تولید فراوان زباله توسط گردشگران در مسیر شکرآب وتنگه از دیگر معضلات دردناک آهار می باشد که متاسفانه با بی توجهی مسئولین زیست محیطی در سطح منطقه آهار چهره رودخانه های زیبای شکرآب وپیش کُنَکه را به زشتی کشانده در حالی که با اندکی تدبیر و کمی هزینه ومدیریت مشکل زباله در آهار کاملاً قابل حل می باشد .

از مشکلات دیگر روستا عدم توجه مسئولین مربوط به زیبایی روستا و فقدان امکانات فرهنگی وورزشی ، هنری می باشد. تاسف بار است که روستایی با حدود 1000 نفر جمعیت ثابت و 3 تا 4 هزار نفر در تابستان حتی یک سالن ندارد که در آن بتوان گاهی فوتبال بازی کرد یا همایش یا سخنرانی ترتیب داد یا حتی فیلم سینمایی نمایش داد . بحث مشکلات ریز و درشت روستایمان را در زمینه های دیگر از جمله آموزش و ترویج کشاورزی وتبدیل کشاورزی سنتی به مدرن واستفاده بهینه از منابع آب و خاک ، گسترش دامداری با توجه به دامنه های گسترده و فراوان کوه های آهار ، ترویج زنبورداری با توجه به پوشش مناسب ووسیع کوه ها وبسیاری مسائل دیگر می توان ادامه داد . اما ادامۀ آن را به بقیه دوستان وعلاقه مندان می سپارم امیدوارم با مشارکت همۀ دوست داران آهار این بحث ادامه یابد و دوستان نظر خود را مطرح کنند وجمع بندی نظرات مورد توجه مسئولین مربوطه قرار گیرد .

جعفر نادی

 

 

 

 

 

کد: 193
نویسنده خبر: جعفر نادي
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:
تنها کاربران ثبت نام شده مجاز به ارسال نظر می باشند.
تبليغات
حريم كاربران  |  شرایط استفاده
كليه حقوق براي انجمن علمي فرهنگي آهار محفوظ است 1389